دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۹

مولوی
این دیدهٔ من کز نگرد دور از من ای صحت صد دیدهٔ رنجور از من
گر کژ نگرم پس به که کژ راست شود ور شب باشم چون طلبی نور از من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی عارفانه و عاشقانه به توصیف حال و هوای خود در برابر معشوق می‌پردازد. او خود را در وضعیتی می‌بیند که تمام حواس و نگاهش معطوف به یاری است که مایهٔ شفای جان و روشناییِ بخشنده است. در واقع، شاعر ضمن اقرار به کاستی‌ها و سرگشتگی‌های درونی‌اش، به قدرتِ بی‌کران معشوق در دگرگونی و هدایتگری او اشاره دارد.

فضای کلی اثر آکنده از نوعی فروتنیِ عاشقانه است؛ آنجا که عاشق ناتوانی خود را در برابر کمالِ مطلق معشوق می‌پذیرد و اعتراف می‌کند که اصلاحِ کاستی‌های دیدگان و تاریکی‌های جانش، تنها به دستِ پرتوان همان محبوبِ یگانه ممکن است.

معنای روان

این دیدهٔ من کز نگرد دور از من ای صحت صد دیدهٔ رنجور از من

چشمان من از این جهت از من دور و بیگانه شده‌اند که مدام به تو می‌نگرند؛ ای کسی که وجودت مایهٔ بهبودی و آرامشِ صدها چشمِ رنج‌دیده و بیمار است، بر من نظری افکن.

نکته ادبی: صحت در اینجا به معنای شفا و درمان است و در مقام استعاره برای محبوب به کار رفته که مایهٔ آرامش جان عاشق است.

گر کژ نگرم پس به که کژ راست شود ور شب باشم چون طلبی نور از من

اگر من با کجی و انحراف به دنیا می‌نگرم، چه کسی شایسته‌تر و بهتر از تو که می‌تواند این کژی و نادرستی را به راستی و حقیقت بدل کند؟ و اگر من در تاریکیِ بی‌خبری یا فراق گرفتار شده‌ام، چگونه از من انتظار داری که برای تو نور و روشنایی باشم؟

نکته ادبی: کژ نگریستن کنایه از درکِ ناصحیح و تاریک‌بینانه است و شب بودن استعاره‌ای از جهل یا دوری از محبوب است که مانع نورافشانی روح می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره صحت صد دیدهٔ رنجور

محبوب به عنوان داروی شفابخش برای دردمندانِ عشق معرفی شده است.

تضاد کژ و راست

تقابل کژیِ دیدگاه عاشق و راستیِ ناشی از هدایت معشوق که نشان‌دهنده قدرت دگردیسی محبوب است.

کنایه شب باشم

اشاره به وضعیتِ فقدانِ روشناییِ معرفت و حضورِ معشوق در جانِ عاشق.