دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۴

مولوی
ای مجمع دل راه پراکنده مزن زان زخمه پریشان چو دل بنده مزن
ای دل لب خود را که زند لاف بقا جز بر لب آن ساغر پاینده مزن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سرشار از استعارات موسیقیایی و عرفانی است که در آن، شاعر با زبانی هشدارگونه، قلب را از تشتت و پراکندگی برحذر می‌دارد. پیام اصلی، دعوت به تمرکز بر امر مطلق و جاودان است و پرهیز از دلبستگی به فانیات که همچون نغمه‌های پریشان و ناسازگار هستند.

شاعر در این کلام، بر وحدت و یکپارچگی روح تأکید دارد و از مخاطب می‌خواهد که برای دست‌یابی به جاودانگی، از ادعاهای پوچ و دلبستگی‌های متغیر دست بشوید و پیوند خود را تنها با سرچشمه‌ی لایزال هستی برقرار کند.

معنای روان

ای مجمع دل راه پراکنده مزن زان زخمه پریشان چو دل بنده مزن

ای کسی که کانون دل‌ها هستی، سازِ زندگی‌ات را به صورت پراکنده و آشفته ننواز و از آن مضراب و ضربه‌هایی که مانند دلِ انسانِ دربند، پریشان و نامنظم است، بپرهیز.

نکته ادبی: واژه مجمع دل استعاره از قلب یا کسی است که مرکز عواطف است. راه زدن در اینجا هم به معنای پیمودن مسیر است و هم اصطلاحی موسیقایی به معنای نواختن دستگاه و نغمه.

ای دل لب خود را که زند لاف بقا جز بر لب آن ساغر پاینده مزن

ای دل، تو که با ادعای جاودانگی و بقا، لب‌هایت را به سخن می‌گشایی، مراقب باش که این لب‌ها را جز بر لبان آن ساغرِ همیشگی و ازلی (حقیقت الهی)، قرار ندهی.

نکته ادبی: لاف بقا زدن کنایه از ادعای عمر طولانی یا بی‌مرگی است. ساغر پاینده استعاره از شراب معرفت یا فیض الهی است که منبع جاودانگی محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره مجمع دل

قلب به عنوان کانون و محل تجمع عواطف به تصویر کشیده شده است.

ایهام راه زدن

هم به معنای پیمودن طریق و هم در اصطلاح موسیقی به معنای نواختن نغمه و دستگاه به کار رفته است.

کنایه لاف بقا

اشاره به ادعای باطلِ جاودانگی و زنده ماندنِ دنیوی دارد.

استعاره ساغر پاینده

اشاره به منبع فیض الهی و معرفت است که تنها سرچشمه جاودانگی است.