دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳

مولوی
ای ماه لطیف جانفزا خرمن من وی ماه فرو کرده سر از روزن من
ای گلشن جان و دیدهٔ روشن من کی بینمت آویخته بر گردن من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عاشقانه شاعر نسبت به معشوقی است که همچون ماه، روشنایی‌بخشِ زندگی اوست. فضا سرشار از حسرتِ دوری و تمنایِ وصال است، به گونه‌ای که شاعر، تمامِ هستی خود را وابسته به حضور محبوب می‌بیند.

شاعر با استفاده از استعاراتی همچون «ماه» و «گلشن»، معشوق را کانونِ طراوت و حیاتِ جانِ خویش قلمداد کرده و در آرزوی لحظه‌ای است که بتواند با در آغوش کشیدن او، به آرامش و پیوند قلبی دست یابد.

معنای روان

ای ماه لطیف جانفزا خرمن من وی ماه فرو کرده سر از روزن من

ای محبوب زیبا و دل‌انگیزی که چون ماه می‌درخشی و روح و جانِ مرا سرشار از نشاط و هستیِ مرا آباد می‌کنی.

نکته ادبی: خرمن در اینجا به معنای حاصل عمر و تمام دارایی شاعر است.

ای گلشن جان و دیدهٔ روشن من کی بینمت آویخته بر گردن من

ای ماه‌روی زیبایی که از پنجره چشمانم بر من نگریستی و زندگی‌ام را روشن ساختی.

نکته ادبی: روزن به معنای پنجره یا دریچه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه

تشبیه معشوق به ماه به دلیل زیبایی و روشنایی‌بخشی در تاریکیِ تنهایی شاعر.

استعاره گلشن جان

تشبیه وجود معشوق به باغی که به جانِ شاعر طراوت و حیات می‌بخشد.

کنایه آویخته بر گردن

کنایه از در آغوش گرفتن و وصالِ نزدیک و پیوند فیزیکی عاشق و معشوق.