دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۰

مولوی
ای کرده ز گل دستک من پایک من بنهاده چراغ عقل من را یک من
نالان به تو این جای شکر خایک من اندر بر خویش کن مها جا یک من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نمادین و عارفانه، به تقابل میان انسانِ خاکی و پروردگار اشاره دارد. شاعر در این قطعه، خود را موجودی برآمده از گل و ناتوان در برابر عظمت الهی می‌بیند و با بیانی تضرع‌آمیز، خواهان رهایی از محدودیت‌های مادی و رسیدن به آغوشِ حقیقت مطلق است.

مضمون اصلی، اعتراف به ناچیزی و بندگی در برابر آفریدگار است. شاعر با یادآوریِ آفرینشِ خود از خاک، نشان می‌دهد که عقلِ محدودِ بشری در برابر نورِ لایزال الهی، همچون چراغی بی‌فروغ یا وزنی ناچیز است و تنها راه نجات، پناه بردن به آغوشِ معبود و طلبِ وصال اوست.

معنای روان

ای کرده ز گل دستک من پایک من بنهاده چراغ عقل من را یک من

ای خدایی که دست و پای مرا از گِل آفریدی و عقلِ محدودِ مرا در برابر عظمتِ خویش، همچون چراغی با وزنی بسیار اندک و ناچیز قرار دادی.

نکته ادبی: واژه‌های «دستک» و «پایک» با استفاده از پسوند تصغیر «ک»، بر ناچیزی و ضعفِ جسمانی انسان در برابر اراده‌ی الهی تأکید دارند.

نالان به تو این جای شکر خایک من اندر بر خویش کن مها جا یک من

من در این جهانِ خاکی و در پیشگاهِ تو با ناله و زاری خواستارِ توأم؛ پس ای بزرگوار، مرا در آغوشِ پرمهرِ خود جای ده.

نکته ادبی: «مها» مخفف «مه» و «ای» است که در اینجا به معنای «ای بزرگ‌منش و صاحبِ شکوه» به کار رفته است. واژه «خایک» نیز در اینجا کنایه از رنج و زحمتِ زیستن در عالمِ مادی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چراغ عقل

عقل به چراغی تشبیه شده که روشناییِ آن در برابرِ نورِ مطلقِ الهی، ناچیز و محدود است.

تضاد و تقابل گل و عقل

تقابلِ میانِ تنِ مادی (گل) و روحِ متعالی (عقل) که بیانگرِ دوگانگی و ماهیتِ وجودیِ انسان است.

تکرار و آهنگ دستک و پایک

استفاده از تکرارِ صامت‌های هماهنگ برای القای حسِ آهنگین و تأکید بر ظرافتِ خلقتِ انسان.