دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷

مولوی
ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن ای گر ز سخنوران قهارهٔ کن
روزیت چو نیست علم نونو هله ور ای کهنه فروش در سخنهای کهن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت خطاب به کسانی است که خود را درگیر ظواهر کلام و تکرار طوطی‌وار آموزه‌های گذشتگان می‌کنند. شاعر با لحنی سرزنش‌آمیز، این افراد را به دلیل نداشتن اندیشه و نوآوری شخصی نکوهش کرده و آن‌ها را به فروشندگان کالاهای کهنه و بی‌مصرف تشبیه می‌کند که در بازار دانش، خریدار واقعی ندارند.

درونمایه اصلی این ابیات، دعوت به تفکر پویا و کسب دانش نو به جای اکتفا به تقلید کورکورانه است. در نظر شاعر، سخنوری که تنها به تکرار محفوظات کهن می‌پردازد، بدون آنکه حقیقتی تازه از خود بیفزاید، در حقیقتِ امر چیزی جز یک فروشنده‌ی کالاهای بی‌ارزشِ قدیمی نیست.

معنای روان

ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن ای گر ز سخنوران قهارهٔ کن

ای کسی که شیفته‌ی سخنوری و تفصیل دادن به حرف‌ها هستی و خود را میان سخنوران، شخصی چیره‌دست و توانا می‌پنداری.

نکته ادبی: واژه‌ی قهاره (برگرفته از قهار) در اینجا به معنای مسلط، غالب و توانمند در فن بیان به کار رفته است.

روزیت چو نیست علم نونو هله ور ای کهنه فروش در سخنهای کهن

وقتی که بهره‌ای از دانشِ تازه و حقیقتِ نو نداری، پس چرا بیهوده تلاش می‌کنی؟ تو مانند کسی هستی که فقط کالاهای کهنه و قدیمی را می‌فروشد و حرف‌های تکراری دیگران را به نام حکمت عرضه می‌کنی.

نکته ادبی: کهنه فروش در اینجا استعاره‌ای است از کسی که سخنان تکراری و دست‌دوم را به جای معرفت اصیل ارائه می‌دهد و هیچ گوهری از خود ندارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره کهنه فروش

اشاره به کسی که سخنِ تازه و اندیشه‌ی نوین ندارد و تنها تکرارِ مکرراتِ دیگران را عرضه می‌کند.

تضاد علم نو و سخن‌های کهن

تقابل میان حقیقتِ زنده و پویای امروزی با سخنانِ کهنه و تکراری گذشتگان.

خطاب ای عاشق...

استفاده از ضمیر مخاطب برای نکوهش و هشیار کردنِ شخصِ مورد نظر.