دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴

مولوی
ای شاه تو مات گشته را مات مکن افتادهٔ توست جز مراعات مکن
گر غرقهٔ جرم است مجازات مکن از بهر خدا قصد مکافات مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در فضای عرفانی و با تکیه بر تضرع و نیاز سروده شده‌اند. سراینده در مقام بنده‌ای شکست‌خورده و پشیمان، از درگاه معشوق یا پادشاه حقیقی طلب بخشش می‌کند و از او می‌خواهد که با نگاهی سرشار از رحمت به گناهان او بنگرد.

تم اصلی این ابیات، غلبه‌ رحمت بر خشم و عدالتِ خشک است. شاعر با استفاده از تمثیلِ بازی شطرنج، وضعیتِ ناچارِ خود را توصیف می‌کند و با این استدلال که شکست‌خورده بیش از هر چیز نیازمند نوازش است تا عقوبت، از طرف مقابل می‌خواهد که از کیفرِ او چشم‌پوشی کند.

معنای روان

ای شاه تو مات گشته را مات مکن افتادهٔ توست جز مراعات مکن

ای پادشاه، کسی را که در بازی سرنوشت شکست‌خورده و عاجز شده است، بیش از این مغلوب و خوار مساز. این افتاده به درگاه تو، پناهنده توست؛ پس با او جز به مهربانی و مراقبت رفتار مکن.

نکته ادبی: واژه مات از اصطلاحات بازی شطرنج است که به معنای عجز کامل و شکست نهایی به کار رفته است.

گر غرقهٔ جرم است مجازات مکن از بهر خدا قصد مکافات مکن

اگر این بنده در دریای گناه و لغزش‌ها غرق شده است، او را به سزای اعمالش مرسان و تنبیه مکن. به خاطر رضای پروردگار، از فکر تلافی کردن و به کیفر رساندن او دست بردار.

نکته ادبی: تکرار مفاهیم مجازات و مکافات در این بیت برای تأکید بر بخشش است؛ در متون کهن گاهی این دو واژه مترادفِ کیفر سخت به کار می‌روند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح و استعاره مات

اشاره به بازی شطرنج که در اینجا استعاره‌ای برای شکست و درماندگی مطلق در برابر معشوق است.

تضاد مات کردن و مراعات کردن

تقابل میان شکست دادن و مراقبت کردن که بر شدت عجز شاعر و نیاز او به شفقت اشاره دارد.