دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۹

مولوی
ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان از جان تو زنده شد تن هر دو جهان
بشکستن تو شکستن هر دو جهان ای ضعف تو ویران شدن هر دو جهان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، بیانی شورانگیز و متعالی در ستایش محبوب است که او را کانون و مایه‌ی اصلیِ بقا و زیباییِ تمامِ هستی معرفی می‌کند. شاعر با نگاهی عمیق، میانِ حالاتِ محبوب و وضعیتِ جهان، پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است که گویی بدونِ حضور او، جهان معنا و حیاتی ندارد.

در این سروده‌ها، گستره‌ی تأثیر محبوب از دایره‌ی فردی فراتر رفته و به مقیاسِ کلِ کیهان می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که سرنوشتِ دو جهان، به طور کامل در گروی احوالات، جان و سیمای اوست.

معنای روان

ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان از جان تو زنده شد تن هر دو جهان

ای محبوب، چهره‌ی دلربای تو دلیل اصلی زیبایی و سرسبزیِ تمامِ هستی است؛ به قدری که تمام عالم، کالبدی است که حیات و جانش را از روحِ تو دریافت کرده است.

نکته ادبی: ترکیب «هر دو جهان» اشاره به عالم دنیا و آخرت (یا کل کائنات) دارد و نوعی مبالغه برای بیان گستردگی اثرِ وجودِ محبوب است.

بشکستن تو شکستن هر دو جهان ای ضعف تو ویران شدن هر دو جهان

ناراحتی و شکسته‌دلی تو، گویی در هم شکستنِ ارکانِ دو عالم است؛ و ای که حتی ضعف و ناتوانیِ تو، به معنای ویرانی و نابودیِ تمامیِ هستی است.

نکته ادبی: شاعر با استفاده از تکرارِ ساختارهای مشابه، پیوندِ محکم و سرنوشت‌سازِ حالِ محبوب با کلِ جهان را به تصویر کشیده است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه (اغراق) باغ و چمن هر دو جهان

تشبیه چهره محبوب به منشأ زیبایی و طراوتِ تمامِ عالم که نشان‌دهنده‌ی اهمیت والای اوست.

استعاره جان تو، تنِ هر دو جهان

محبوب را به منبعِ حیات و جهان را به کالبد تشبیه کرده است که زنده ماندنش وابسته به اوست.

موازنه (تکرار) بشکستن تو شکستن هر دو جهان

تکرارِ واژگان و ایجاد قرینه‌سازی برای تأکید بر هم‌بستگیِ متقابل میان احوال محبوب و سرنوشتِ هستی.