دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۸

مولوی
ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران فریاد تو از خوی بد و بار گران
گر شیر نری چه می گریزی ز نران ور لاشه خری و سوی لاشه خران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات خطاب به فردی است که از اجتماع و همنشینان خود کناره گرفته و در گوشه‌ای منزوی شده است. سراینده با نگاهی نقادانه، علت این گوشه‌گیری را نه در بدیِ روزگار یا محیط، بلکه در صفات ناپسند و بار سنگینِ گناهان یا درونیاتِ خودِ فرد می‌بیند و او را به بازشناسیِ خویشتن فرا می‌خواند.

شاعر در این گفتار، میانِ دو تیپ شخصیتی تمایز قائل می‌شود: شجاعان و آزاده‌مردانی که دلیلی برای گریز ندارند، و فرومایگانی که به دلیلِ سنخیتِ با پلیدی‌ها، به سمت آن‌ها جذب می‌شوند. در واقع، این کلام دعوتی است به تزکیه نفس، پیش از آنکه تقصیرِ انزوا به گردنِ دیگران انداخته شود.

معنای روان

ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران فریاد تو از خوی بد و بار گران

ای کسی که از یاران و هم‌صحبتان خود دوری کرده و به گوشه‌ای پناه برده‌ای، بدان که فریاد و ناله تو، نه از ظلم دیگران، بلکه به سبب خوی ناپسند و بار سنگینی است که از خطاها یا رنج‌های درونی بر دوش می‌کشی.

نکته ادبی: «کران» به معنای گوشه و کنار است. «بار گران» ترکیبی استعاری برای اشاره به بارِ گناهان یا رنج‌های روحی و اخلاقی است.

گر شیر نری چه می گریزی ز نران ور لاشه خری و سوی لاشه خران

اگر تو همچون شیر، جسور و آزاده هستی، پس چرا از دیگر مردانِ شجاع و سرافراز فرار می‌کنی؟ و اگر هم‌صفتِ لاشه‌خواران (پست‌طبعان) هستی، پس کاملاً طبیعی است که به سوی هم‌جنسانِ خود کشیده شوی.

نکته ادبی: «شیر نر» استعاره از انسانِ جسور و بزرگ‌منش است. «لاشه خران» کنایه از افرادِ دون‌مایه و فرومایه‌ای است که به پلیدی‌ها رغبت دارند.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر نر و لاشه خران

شیر نر نمادِ انسان‌های آزاده و جسور، و لاشه‌خر نمادِ افرادِ پست و فرومایه است.

تضاد شیر نر و لاشه خران

تقابل میانِ شخصیتِ بلندمرتبه (شیر) و شخصیتِ فرومایه (لاشه‌خوار) برای نشان دادنِ جایگاه واقعی مخاطب.

موازنه بیت دوم

قرینه‌سازی در ساختار کلام برای تبیینِ منطقیِ دلیلِ دوری یا نزدیکی به افراد بر اساس ماهیت وجودیِ خود شخص.