دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۰۱

مولوی
ای خوی تو در جهان می و شیر ای جان از دلشده گان گناه کم گیر ای جان
گر دست شکسته شد کمان گیر ای جان اینک به شکنجه زیر زنجیر ای جان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با زبانی سرشار از مهر و ستایش، مخاطب را موجودی می‌داند که سرشتش چون شهد و شیر، گوارا و حیات‌بخش است. گوینده، در عینِ ستایشِ مقامِ بلندِ مخاطب، با فروتنی و پناه بردن به این مهربانیِ ذاتی، از او طلبِ مدارا و گذشت برای دردمندان و دلدادگان دارد.

در بخش دوم، فضای شعر از ستایش به سمتِ توصیفِ رنج و تقلا تغییر می‌کند. شاعر ضمنِ پذیرشِ سختی‌ها و محدودیت‌ها، بر استقامت و پافشاری بر هدف تأکید می‌ورزد و نشان می‌دهد که حتی در اوجِ دردمندی و اسارت، نباید از تلاش و ابزارِ کمال دست کشید.

معنای روان

ای خوی تو در جهان می و شیر ای جان از دلشده گان گناه کم گیر ای جان

ای جانِ من، سرشت و اخلاقِ تو در دنیا همچون مِی و شیر، گوارا و بخشنده است؛ پس در برابرِ خطاهایِ عاشقان و دلسوختگان، سخت‌گیر نباش و از لغزش‌هایشان بگذر.

نکته ادبی: می و شیر استعاره از لطافت، گوارایی و حیات‌بخشی است. واژه دلداده به معنای عاشق است که قلبش را به دیگری سپرده است.

گر دست شکسته شد کمان گیر ای جان اینک به شکنجه زیر زنجیر ای جان

ای جانِ من، اگر در این راه توان و دستت آسیب دید و شکست، ناامید نشو و باز هم کمانِ مبارزه را به دست بگیر؛ چرا که اکنون در چنبره‌ی سختی‌ها و رنج‌ها گرفتار شده‌ای و چاره‌ای جز ایستادگی نداری.

نکته ادبی: کمان گرفتن کنایه از آمادگی برای مبارزه و استقامت در دشواری‌هاست. زنجیر نمادِ محدودیت‌ها و رنج‌های دنیوی است که عاشق در آن گرفتار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می و شیر

توصیفِ شخصیتِ لطیف و حیات‌بخشِ مخاطب به نوشیدنی‌های گوارا و مغذی.

تکرار ای جان

استفاده از عبارتِ خطابِ عاطفی برای تأکید بر نزدیکی و ابراز احساساتِ عمیق و دوستانه.

کنایه کمان گیر

اشاره به تلاشِ مجدد و پافشاری بر عزم و اراده در اوجِ ناتوانی و شکست.