دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۹

مولوی
ای جمله جهان بروی خوبت نگران جان مردان ز عشق تو جامه دران
با این همه نزدیک همه پرهنران دیوانگی تو به ز عقل دگران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی ستایش‌آمیز، به شکوه و جمالِ بی‌پایانِ محبوبِ ازلی اشاره دارد که نگاه تمام هستی را به سوی خود جلب کرده است.

شاعر بر این باور است که در راه عشقِ الهی، خردِ معمولِ عقل‌گرایان در برابرِ سرمستی و شیداییِ عاشقانه رنگ می‌بازد و آن دیوانگیِ برخاسته از عشق، فضیلتی برتر از خردمندیِ ظاهریِ دیگران است.

معنای روان

ای جمله جهان بروی خوبت نگران جان مردان ز عشق تو جامه دران

ای محبوب، تمام جهان هستی چشم به چهره‌ی زیبای تو دوخته‌اند و جانِ انسان‌های آزاده و بزرگ‌منش، در تب‌وتابِ عشقِ تو از خود بی‌خود گشته و جامه بر تن می‌درند.

نکته ادبی: واژه‌ی «نگران» در این سیاق به معنای «تماشاکننده و چشم‌دوخته» است، نه به معنای «دلواپس و مضطرب» که در فارسی امروزی رایج است. «جامه دران» کنایه از بی‌قراری و شوریدگیِ مفرط است.

با این همه نزدیک همه پرهنران دیوانگی تو به ز عقل دگران

با اینکه تو با تمامِ خردمندان و اهلِ هنر نزدیکی و انس داری، اما شیدایی و بی‌خردیِ عاشقانه‌ی تو از عقل و درایتِ خشکِ دیگران بسیار ارزشمندتر و برتر است.

نکته ادبی: «پرهنران» به معنای صاحبانِ فضل و کمال و خرد است. «دیوانگی» در این سیاقِ عرفانی، به معنایِ رهایی از قیدِ عقلِ جزوی و رسیدن به ساحتِ شوریدگیِ مقدس است.

آرایه‌های ادبی

کنایه جامه دران

کنایه از شدت بی‌قراری، بی‌تابی و از خود بی‌خود شدن در راه عشق.

تضاد دیوانگی و عقل

تقابل میان جنونِ عاشقانه که در اینجا ستوده شده و عقلِ سرد و مصلحت‌اندیشِ دنیوی.

اغراق جمله جهان بروی خوبت نگران

بزرگ‌نماییِ تأثیر زیباییِ محبوب که تمام هستی را خیره کرده است.