دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۷

مولوی
ای جانب عشاق به خیره نگران تو خیره و در تو گشته خیره دگران
این خیره در آن و آن در این یارب چیست جمله ز تواند بی دل و بی جگران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف حالتی از حیرت و شگفتی عرفانی می‌پردازد که میان عاشق و معشوق در جریان است. در این فضا، تماشای معشوق، عاشق را حیران می‌کند و نگاهِ خودِ معشوق نیز در پیوند با این حیرت است که باعث شده همه عاشقان سرگشته و بی‌قرار شوند.

در واقع شاعر با طرح این پرسش که این حیرتِ متقابل چیست، به یکی از مبانی بلند عرفانی یعنی فنای عاشق در معشوق و محو شدنِ دوگانگی‌ها اشاره دارد؛ جایی که دل و صبر و شکیبایی از کف عاشقان می‌رود و همه در دریای شگفتی و حیرت غرق می‌شوند.

معنای روان

ای جانب عشاق به خیره نگران تو خیره و در تو گشته خیره دگران

ای معشوقی که با نگاهی سرشار از حیرت و شگفتی به سوی عاشقان خود می‌نگری؛ خودت در شگفتی فرو رفته‌ای و به سبب همین نگاه، دیگران نیز در تماشای تو سرگشته و حیران شده‌اند.

نکته ادبی: واژه خیره در اینجا به معنای حیران، سرگشته و خیره‌مانده است و بیانگر حالت متعالیِ حیرت در مکتب عرفانی است که در آن فاعل و مفعول در هم تنیده می‌شوند.

این خیره در آن و آن در این یارب چیست جمله ز تواند بی دل و بی جگران

پروردگارا، این خیرگی و حیرتِ متقابل که عاشق در معشوق و معشوق در عاشق محو شده است، چه رازی دارد؟ تمامی عاشقان به خاطر عشقِ تو، دل و صبر و شکیبایی خود را از دست داده‌اند.

نکته ادبی: بی‌جگر بودن در ادب فارسی کنایه از از دست دادن صبر، قرار، شجاعت و پختگی در راه عشق است و بر بی‌تابی و ناتوانیِ عاشق در برابر عظمت معشوق دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار (واج‌آرایی واژگانی) خیره

تکرارِ واژه خیره در ابیات، بر شدت و عمق حالت حیرت و سرگشتگی دلالت دارد و فضایِ چرخشی و بی‌پایانِ این حس را القا می‌کند.

استفهام انکاری یارب چیست

پرسشی که برای ابراز شگفتی و عظمتِ حالتی طرح شده است، نه برای رسیدن به پاسخِ منطقی و فلسفی.

کنایه بی دل و بی جگران

کنایه از بی‌قراری، از دست دادنِ عقل، صبر و شکیبایی در مسیرِ عشق.