دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۲

مولوی
امروز مراست روز میدان منشین میتاز چو گوی پیش چوگان منشین
مردی بنمای و همچو حیران منشین امروز قیامت است ای جان منشین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت‌نامه‌ای است پرشور به سوی کنش‌گری، پویایی و خروج از رخوت. شاعر با بیانی حماسی و سرشار از تحرک، مخاطب را به درک اهمیت لحظه‌ی کنونی فرا می‌خواند و آن را عرصه‌ی نبردی می‌داند که جای درنگ و بی‌عملی نیست.

مضمون اصلی، تکیه بر همت و شجاعت در برابر حوادث روزگار است. گویی هر لحظه از زندگی، میدانی برای آزمونِ اراده و چابکی آدمی است و ایستایی در چنین فضایی، با ماهیتِ جوشانِ حیات در تضاد است.

معنای روان

امروز مراست روز میدان منشین میتاز چو گوی پیش چوگان منشین

امروز روز نبرد و عرصه‌ی حضور من است، پس دست روی دست مگذار و آرام ننشین؛ مانند گویی که در میدان، تابعِ ضربه‌ی چوگان است، تو نیز بی‌درنگ به حرکت درآی و در برابرِ این حرکت، ساکن و بی‌تفاوت نمان.

نکته ادبی: تشبیه «گوی و چوگان» در اینجا نمادِ تسلیم‌ناپذیری در برابر مشیت و در عین حال شتاب و حرکتِ مداوم است.

مردی بنمای و همچو حیران منشین امروز قیامت است ای جان منشین

شجاعت و مردانگی خود را در عمل نشان ده و مانندِ افرادِ سرگردان و حیرت‌زده، گوشه‌ای ننشین. این لحظه، هنگامه‌ی سرنوشت‌سازی است که برای تو همچون روز رستاخیز اهمیت دارد؛ ای جانِ من، در چنین روز مهمی درنگ مکن.

نکته ادبی: استعاره از «قیامت» به معنای لحظه‌ی تحولِ بنیادین و سرنوشت‌ساز در سیرِ سلوکِ عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو گوی

تشبیه مخاطب به گوی برای تاکید بر تحرک سریع و بی‌چون و چرا در میدانِ عمل.

تکرار منشین

تکرار فعلِ «منشین» در پایانِ مصرع‌ها برای تأکید بر نفیِ رخوت و سستی و ضرورتِ پویایی.

استعاره میدان / قیامت

میدان به معنای عرصه‌ی آزمون و قیامت به معنای موقعیتِ حساس و سرنوشت‌ساز.