دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۹۰

مولوی
از عمر که پربار شود هردم من وز خویش که بیزار شود هردم من
این گلشن رنگین که جهان عاشق اوست گلزار که پرخار شود هردم من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده روحیه‌ای است که در آن جهانِ پر از زیبایی و رنگ، به چشمِ انسانِ خسته و دلسرد، به میدانی از رنج و خار بدل شده است. شاعر با نگاهی وجودی، تضاد میانِ لذت‌های ظاهری دنیا و ملالِ درونی خود را ترسیم می‌کند.

در واقع، هدفِ شاعر نشان دادنِ این واقعیت است که وقتی درونِ انسان دچارِ بیزاری و ناامیدی باشد، حتی زیباترین صحنه‌های هستی نیز در نظر او آزاردهنده جلوه می‌کنند و زندگی به باری سنگین بر دوشِ آدمی بدل می‌گردد.

معنای روان

از عمر که پربار شود هردم من وز خویش که بیزار شود هردم من

من در هر لحظه از عمرِ خود که می‌گذرد، احساسِ سنگینی و فشار می‌کنم و از وجودِ خویش که مدام با تردید و ناامیدی دست‌به‌گریبان است، بیزار می‌شوم.

نکته ادبی: تکرارِ واژه 'هردم' در پایانِ هر دو مصراع، بر استمرارِ حالتِ روانیِ شاعر و گذشتِ مداومِ زمان تأکید دارد.

این گلشن رنگین که جهان عاشق اوست گلزار که پرخار شود هردم من

این دنیای زیبا و رنگارنگی که تمامِ مردم شیفته و عاشقِ آن هستند، برای من حکمِ گلزاری را دارد که در هر لحظه‌اش چیزی جز خارِ رنج و سختی در آن نمی‌یابم.

نکته ادبی: استفاده از 'گلشن' و 'گلزار' برای به تصویر کشیدنِ تضاد میانِ دیدگاهِ عمومی و نگرشِ شخصیِ شاعر انتخاب شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) گلشن و پرخار

تقابل میان زیباییِ ظاهریِ گلشن و دردناک بودنِ خار، برای نشان دادنِ سرخوردگیِ درونیِ شاعر است.

استعاره گلشن رنگین

دنیا به گلزاری رنگارنگ تشبیه شده که جذابیت‌های ظاهری آن پوششی بر رنج‌های نهفته است.