دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۸

مولوی
از حاصل کار این جهانی کردن میکن ز بهی آنچه توانی کردن
زیرا همه عمرت بدمی موقوفست پیداست به یک دم چه توانی کردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلامِ کوتاه و حکیمانه، بر حقیقتِ گذرایی و ناپایداری زندگی در این جهان تأکید می‌ورزد. شاعر با نگاهی هشیارانه، عمر آدمی را به «دمی» کوتاه تشبیه می‌کند که در هر لحظه ممکن است به پایان رسد و فرصتِ عمل را از انسان بگیرد.

پیامِ محوری این قطعه، دعوت به غنیمت‌شمردن لحظات و انجامِ اعمالِ خیر است. شاعر با تکیه بر این اصل که دستاوردهای دنیوی ناپایدارند، تأکید می‌کند که تنها نیکی است که در این فرصتِ کوتاه باقی می‌ماند و باید تا امکان دارد از آن برای انجام کارهای شایسته بهره جست.

معنای روان

از حاصل کار این جهانی کردن میکن ز بهی آنچه توانی کردن

از میان نتایج و ثمراتی که در این دنیا به دست می‌آوری،

نکته ادبی: «این جهانی» صفتی نسبی است که به ماهیت دنیویِ کارها و دستاوردهای انسانی اشاره دارد.

زیرا همه عمرت بدمی موقوفست پیداست به یک دم چه توانی کردن

تا می‌توانی و فرصت داری، کار نیک و خیر انجام بده.

نکته ادبی: «بهی» در اینجا به معنای نیکی و خیر است که از واژگان کهن فارسی محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

ردیف کردن

تکرار واژه «کردن» در پایان مصراع‌ها علاوه بر ایجاد آهنگ و موسیقی، بر تأکیدِ شاعر بر انجام عمل و کنشِ خیر دلالت دارد.

استعاره دم

استفاده از «دم» به عنوان نمادی از ناپایداری و کوتاهیِ عمر که در یک چشم‌برهم‌زدن به پایان می‌رسد.