دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۳

مولوی
آنکو طمع وفا برد بر شکران بر خویش بزد عیب و نزد بر شکران
ور شکران نهاد انگشت به عیب در هجر بسی دست گزد بر شکران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تحلیل روان‌شناختیِ رابطه‌ی میان عاشق و معشوق می‌پردازد و بر این نکته تأکید دارد که انتظاراتِ بی‌جا از معشوق، تنها رنجِ خودِ عاشق را دوچندان می‌کند. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه معتقد است که باید طبیعتِ معشوق را شناخت و اگر انتظاری فراتر از ظرفیتِ او داشته باشیم، خود مسببِ شکست و پشیمانی خویش هستیم.

همچنین، قدرتِ معشوق در نقدِ عاشق و پیامدهایِ تلخِ این انتقاد که منجر به دوری و حسرتِ شدید می‌شود، در این ابیات به تصویر کشیده شده است؛ به گونه‌ای که حتی یک تذکرِ ساده یا عیب‌جویی از سوی معشوق، می‌تواند پایانی بر وصل و سرآغازی بر فراقِ جانکاه باشد.

معنای روان

آنکو طمع وفا برد بر شکران بر خویش بزد عیب و نزد بر شکران

کسی که از زیبارویانِ شیرین‌سخن انتظار وفاداریِ مطلق دارد، در واقع به خودش جفا کرده و باید خودش را سرزنش کند، نه آن زیبارویان را؛ زیرا توقعِ بی‌جا داشتن از معشوقی که طبیعتی متلون دارد، خطای خودِ عاشق است.

نکته ادبی: واژه شکران در اینجا نماد و کنایه از معشوقان شیرین‌سخن و دلفریب است که به دلیل شیرینیِ کلام و چهره، گاهی در وفاداری کوتاهی می‌کنند.

ور شکران نهاد انگشت به عیب در هجر بسی دست گزد بر شکران

و اگر آن زیبارویانِ شیرین‌سخن، انگشتِ نقد بر عیب و خطای تو بگذارند و از تو خرده بگیرند، در زمان دوری و فراق از آن‌ها، چنان پشیمان خواهی شد که از شدت ندامت، دست‌های خود را به دندان خواهی گزید.

نکته ادبی: ترکیب دست گزیدن یک کنایه کهن و ادبی است که نشان‌دهنده‌ی نهایتِ پشیمانی و تأسفِ عمیق در ادبیات فارسی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست گزیدن

کنایه‌ای از شدت پشیمانی و حسرت خوردن به خاطرِ از دست دادن فرصت یا معشوق.

استعاره و کنایه شکران

استعاره‌ای برای معشوقانِ زیبا و شیرین‌سخن که دلبریِ آن‌ها در کلام و صورت‌شان نهفته است.

مراعات نظیر وفا، عیب، هجر

تناسبِ معنایی میان مفاهیمِ مربوط به عشق و رابطه‌ی میان دو نفر که به غنای معناییِ کلام کمک کرده است.