دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵

مولوی
یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند بروی دوستان شاد شدیم
پایژان حدیث ما شنو که چه شد چون ابر درآمدیم و بر باد شدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از ناپایداری و گذراییِ عمرِ آدمی در بسترِ دهر است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به مراحلِ حیات، از دورانِ کودکی و کسبِ دانش آغاز می‌کند و به دورانِ پختگی و معاشرت با دوستان می‌رسد تا در نهایت، پوچی و زوالِ تمامِ این دلبستگی‌ها را در برابرِ دستِ تقدیر به تصویر بکشد.

مفهومِ محوری این ابیات، تذکارِ این حقیقت است که عمرِ انسان، همچون ابری در آسمانِ جهان است؛ کوتاه، ناپایدار و بی‌بازگشت. شاعر می‌خواهد خواننده را به تأمل در عاقبتِ کار و نقدِ دلبستگی‌های دنیوی وادارد تا بداند هر آمدنی را رفتنی است و عمرِ آدمی، بیش از آن‌چه می‌نماید، بر باد رفته است.

معنای روان

یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند بروی دوستان شاد شدیم

در دورانِ کودکی، مدتی را به شاگردی نزدِ آموزگار و آموختنِ دانش سپری کردیم.

نکته ادبی: استاد شدن در اینجا به معنای تلمذ کردن و شاگردیِ محضرِ استاد است، نه به معنای مقامِ استادی رسیدن.

پایژان حدیث ما شنو که چه شد چون ابر درآمدیم و بر باد شدیم

و مدتی دیگر از عمرِ خویش را به همنشینی و شادمانی با دوستان و یاران گذراندیم.

نکته ادبی: بروی دوستان به معنای در حضورِ یاران و به واسطه‌ی معاشرت با آنان است که نشان از سرگرمی‌های روزگارِ جوانی دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون ابر درآمدیم

تشبیه کردنِ آمدنِ انسان به دنیا، به پدیدار شدنِ ابر که در عینِ زیبایی، هیچ دوامی ندارد.

کنایه بر باد شدیم

کنایه از فنا، نابودی و از بین رفتنِ هستی در گذرِ زمان.

تضاد و تناسب کودکی و دوستان

ایجادِ تقابل میانِ دورانِ تلمذ (تأمل و یادگیری) و دورانِ معاشرت (شادی و همنشینی) برای نشان دادنِ ابعادِ مختلفِ زندگیِ انسانی.

استعاره حدیث

به کار بردنِ کلمه حدیث برای توصیفِ کوتاهِ کلِ عمر، به معنای آنکه زندگیِ انسان تنها روایتی گذراست.