دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۴

مولوی
یک جرعه ز جام تو تمامست تمام جز عشق تو در دلم کدامست کدام
در عشق تو خون دل حلالست حلال آسودگی و عشق حرامست حرام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر غلبه‌ی کاملِ شورِ عشق بر جانِ عاشق است که در آن، تنها معشوق و فیضِ حضور او کفایت می‌کند و جایی برای هیچ‌گونه دغدغه‌ی دیگر باقی نمی‌ماند.

شاعر با تأکید بر رنجِ آگاهانه، رسیدن به حقیقتِ عشق را در گروِ ترکِ آسایش و تن دادن به سختی‌ها می‌داند و مرزِ میان عشقِ حقیقی و عافیت‌طلبی را به وضوح ترسیم می‌کند.

معنای روان

یک جرعه ز جام تو تمامست تمام جز عشق تو در دلم کدامست کدام

نوشیدن تنها قطره‌ای از فیض و حضور تو، برای رسیدن من به کمال و مقصود کافی است و در قلب من، جز محبت تو جایی برای هیچ تعلق دیگری وجود ندارد.

نکته ادبی: تکرارِ کلمات در پایان مصراع‌ها نشانگرِ تأکید بر انحصار و قطعیتِ این باورِ عاشقانه است.

در عشق تو خون دل حلالست حلال آسودگی و عشق حرامست حرام

در راهِ عشق تو، رنج کشیدن و خون‌دل خوردن برای عاشق امری پسندیده و مشروع است، اما آرامش و آسودگی با عشقِ واقعی در یک‌جا جمع نمی‌شوند و با هم ناسازگارند.

نکته ادبی: تضاد میان خون دل و آسودگی و تقابل مفاهیم حلال و حرام، به خوبی مسیرِ پرمخاطره و تقدسِ رنج در نگاه عارفانه را نمایان می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تکرار (تأکید) تمامست تمام، کدامست کدام، حلالست حلال، حرامست حرام

استفاده از تکرار برای ایجاد آهنگِ کوبنده و تأکید بر قطعیت و تردیدناپذیریِ کلام شاعر.

تضاد حلال و حرام / آسودگی و خون دل

تقابلِ میان عافیت‌طلبی و رنجِ عاشقانه که ماهیتِ ریاضت‌کشانه‌ی عشق را نشان می‌دهد.

استعاره جام

استعاره از فیضِ الهی یا جلوه‌ی معشوق که عاشق را از خود بی‌خود می‌کند.