دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳

مولوی
یک بار دگر قبول کن بندگیم رحم آر بدین عجز و پراکندگیم
گر باد دگر ز من خلافی بینی فریاد مرس به هیچ درماندگیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حال و هوای توبه و بازگشت عاشق یا بنده به درگاه معشوق یا معبود است. شاعر با لحنی سرشار از فروتنی و شکسته‌دلی، عجز و ناتوانی خود را در برابر خطاها آشکار می‌سازد و ملتمسانه خواستار فرصتی دوباره برای خدمت و ابراز بندگی است.

در این کلام، درونمایه‌ی ندامت و امید به بخشش به‌زیبایی درهم‌تنیده شده است. شاعر با تعهدی قاطع، پیوند میان خود و مخاطبش را چنان ارزشمند می‌داند که حاضر است برای اثبات صداقتش، سخت‌ترین مجازات‌ها را در صورت تکرار خطا بپذیرد و این نشان‌دهنده عمق ارادت و اشتیاق او به احیای رابطه است.

معنای روان

یک بار دگر قبول کن بندگیم رحم آر بدین عجز و پراکندگیم

بار دیگر مرا به بندگی بپذیر و به این ناتوانی و پریشانی احوال من رحم کن.

نکته ادبی: بندگی در اینجا کنایه از ارادت و خضوع است و پراکندگی نشان‌دهنده آشفتگی ذهنی و روحی است که ناشی از دوری از معشوق و گناه است.

گر باد دگر ز من خلافی بینی فریاد مرس به هیچ درماندگیم

اگر بار دیگر خطایی از من سر زد، در هیچ لحظه‌ی سختی و دردمندی به داد من نرس.

نکته ادبی: خلاف به معنای سرپیچی و گناه است و فریاد نرسیدن کنایه از بی‌اعتنایی و رها کردن است که شاعر به‌عنوان قَسَم و ضمانت برای تغییر رفتار خویش به کار برده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه فریاد نرسیدن

به معنای دست از یاری برداشتن و رها کردن در سختی است که برای تأکید بر عزم شاعر بر ترک خطا به کار رفته است.

تضاد بندگی در برابر خلاف

تقابل میان مفهوم فرمان‌برداری و سرکشی که تضاد درونی شاعر و وضعیت روحی او را ترسیم می‌کند.