دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۷۰

مولوی
یار آمده یار آمده ره بگشائیم جویان دلست دل بدو بنمائیم
ما نعره زنان که آن شکارت مائیم او خنده کنان که ما ترا میپائیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر سرشار از شور و شوقِ عرفانی است و به لحظه دیدارِ عاشق با معشوقِ ازلی اشاره دارد. فضا، فضایی سرشار از شادمانی و استقبال است که در آن، جانِ مشتاق برای پذیرایی از محبوبِ حقیقی، تمامی موانع و حجاب‌هایِ نفسانی را از میان برمی‌دارد.

در این ابیات، گفتگویی نمادین و عاشقانه میانِ عاشق و معشوق شکل می‌گیرد. عاشق با بی‌قراری تمام، خود را صیدِ کمندِ عشقِ محبوب می‌داند و در مقابل، معشوق با لبخندی از سرِ لطف، به عاشق اطمینان می‌دهد که او نیز همواره در پیِ محافظت و همراهیِ عاشق است؛ این تقابلِ عاشقانه، بیانگرِ وحدتِ وجود و پیوندِ ناگسستنیِ خالق و مخلوق است.

معنای روان

یار آمده یار آمده ره بگشائیم جویان دلست دل بدو بنمائیم

معشوقِ حقیقی از راه رسیده است؛ پس بیایید راه را برای ورود او باز کنیم. او در جست‌وجوی دلِ ماست؛ پس بیایید دلِ خود را به او تقدیم کنیم تا در آن جای گیرد.

نکته ادبی: تکرارِ «یار آمده» نشان‌دهنده غلبه هیجان و شتاب برای استقبال و پذیرشِ حضورِ قدسی است.

ما نعره زنان که آن شکارت مائیم او خنده کنان که ما ترا میپائیم

ما با فریاد و شور و اشتیاق می‌گوییم که ما صید و شکارِ تو هستیم و تو صیادِ ما؛ اما او با خنده‌ای از سرِ محبت پاسخ می‌دهد که ما نیز همواره مراقبِ تو هستیم و تو را می‌پاییم.

نکته ادبی: واژه «می‌پائیم» در اینجا به معنای مراقبت، انتظار و زیرِ نظر داشتن است که نشانگرِ نگاهِ لطف‌آمیزِ معشوق به عاشق است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (واج‌آرایی/واژگانی) یار آمده یار آمده

تکرار برای القای حس اضطرابِ شوق‌آمیز و تاکید بر ورودِ ناگهانی و پرشورِ معشوق.

تمثیل و تناقض (پارادوکس) شکار و پائیدن

اشاره به رابطه دوطرفه عشق که در آن هم عاشق به دنبالِ معشوق است و هم معشوق (خداوند) حافظ و نگهبانِ عاشق است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) خنده کنان

نسبت دادنِ خنده به معشوق که نمادی از لطف و تجلیِ جمالِ الهی است.