دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹

مولوی
هوش عاشق کجا بود سوی نسیم هوش عاقل کجا بود با زر و سیم
جای گلها کجا بود باغ و نعیم جای هیزم کجا بود قعر جحیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده تقابل دو نوع نگرش به هستی را ترسیم می‌کند: عاشقی که از هوشِ مادی تهی گشته و به مشاهده‌ی معشوق پیوسته است، و عاقلی که در بندِ زر و سیم گرفتار است. شاعر با تکیه بر قانونِ جذب و تجانس، بیان می‌دارد که هر موجودی بر اساس ذات و سرشت خود به سمت جایگاهِ همگون خویش جذب می‌شود.

فضا و لحنِ شعر، پندآموز و مبتنی بر عرفانِ کلاسیک است که در آن، جایگاهِ نهاییِ هر پدیده، نمودِ درونیاتِ اوست؛ همان‌طور که گل در گلستان است، جان‌های متعالی در پیِ ملکوت‌اند و جان‌های گرفتار در قفسِ مادیات، سرانجامی جز هیزمِ آتشِ دوزخ ندارند.

معنای روان

هوش عاشق کجا بود سوی نسیم هوش عاقل کجا بود با زر و سیم

عاشقِ راستین چنان درگیرِ کمال و جمالِ معشوق است که کوچک‌ترین توجهی به جاذبه‌های مادی و لذت‌های سطحی (مانند نسیمِ خنک) ندارد.

نکته ادبی: سوی به معنای سمت و جهت آمده است و کنایه از دل‌مشغولی‌های گذراست.

جای گلها کجا بود باغ و نعیم جای هیزم کجا بود قعر جحیم

انسانِ مادی‌گرا که بر عقلِ حسابگر خود تکیه دارد، تمامِ همت و تواناییِ ذهنی‌اش را صرفِ گردآوری ثروت (طلا و نقره) می‌کند و از حقایقِ والا غافل می‌ماند.

نکته ادبی: زر و سیم کنایه از اموال و دارایی‌های دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد عاشق و عاقل

تقابل میانِ دو نوع نگرش به زندگی که یکی بر محورِ عشق و دیگری بر محورِ عقلِ مادی‌گرا استوار است.

مراعات نظیر باغ، گل، نعیم

واژگانی که در یک حوزه معناییِ مثبت قرار دارند و تصویرسازیِ شاعر را تقویت کرده‌اند.

کنایه زر و سیم

اشاره به مال و اموالِ دنیا که عقلِ حسابگر را به خود مشغول می‌دارد.

تمثیل هیزم و جحیم

بیانِ یک قاعده‌یِ کلیِ اخلاقی در قالبِ یک تصویرِ ملموس برای درکِ بهترِ سرنوشتِ انسان‌ها.