دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۶۶

مولوی
هم خوان توایم و نیز مهمان توایم هم جمع توایم و هم پریشان توایم
در شیشهٔ دل تخت نه حکم بکن ای رشک پری چونکه پری خوان توایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر رابطه‌ای عاشقانه و عارفانه است که در آن سالک یا عاشق در محضر معشوق، وضعیت‌های متناقضی را تجربه می‌کند. در عین حال که از خوان نعمت الهی یا حضور معشوق بهره‌مند است، در اضطراب و پریشانیِ دوری یا اشتیاق نیز به سر می‌برد.

مفهوم محوری، تسلیمِ محض در برابر اراده‌ی معشوق است. شاعر از معشوق می‌خواهد تا در مرکز وجود او (قلب) فرمانروایی کند و معتقد است که گیرایی و جمال معشوق، قدرتِ تسخیرِ جان را دارد.

معنای روان

هم خوان توایم و نیز مهمان توایم هم جمع توایم و هم پریشان توایم

ما هم بر سر خوان نعمت تو نشسته‌ایم و هم مهمان تو هستیم. از سویی به سبب حضور در پیشگاهت به وحدت و آرامش رسیده‌ایم و از سویی دیگر به خاطر تلاطمِ عشق و اشتیاق به تو، پریشان‌خاطر گشته‌ایم.

نکته ادبی: تضاد میان 'جمع' و 'پریشان' بازتاب‌دهنده حالات متناقضِ احوالِ عارفان در مسیر عشق است.

در شیشهٔ دل تخت نه حکم بکن ای رشک پری چونکه پری خوان توایم

در قلبِ شکننده و شفاف ما که همچون شیشه است، تخت پادشاهی خود را برپا کن و فرمان بران؛ ای کسی که زیبایی‌ات فراتر از پریان است، چرا که ما شیفته و مسحورِ تو هستیم و همچون کسانی که پریان را می‌خوانند، در پی تسخیرِ نگاه توایم.

نکته ادبی: تعبیر 'شیشه دل' اشاره به لطافت و شکستنی بودن قلب در برابر ضربات عشق است و 'پری‌خوان' ایهامی میانِ 'دعوت‌کننده پری' و 'کسی که افسونِ پری شده' دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) جمع و پریشان

اشاره به دوگانگیِ حالات درونی عاشق که همزمان به وحدتِ حضور و اضطرابِ فراق دچار است.

استعاره شیشه دل

تشبیه قلب به شیشه به جهت شفافیت، لطافت و شکنندگی.

تشبیه رشک پری

تشبیه معشوق به موجودی که پریان به زیبایی او حسادت می‌ورزند.