دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۵۳

مولوی
من نیز چو تو عاقل و هشیار بدم بر جملهٔ عاشقان به انکار بدم
دیوانه و مست و لاابالی گشتم گوئیکه همه عمر در این کار بدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تصویر کشیدن تحولی درونی و بنیادین در شخصیت انسان است که از قیدِ عقلِ مصلحت‌اندیش و نقاد رها شده و به وادی شوریدگی و عاشقی گام نهاده است. شاعر در این قطعه، مسیرِ کمال انسانی را از مرحله‌یِ خشکِ عقلی به مرحله‌یِ متعالیِ عشق و شهود توصیف می‌کند.

در این فضا، تقابل میان عقلِ جزئی و عشقِ کلّی به خوبی نمایان است. شاعر اذعان دارد که پیش‌تر خود نیز در جایگاهِ مخاطب بوده و همان رویکرد انکارگرایانه را داشته است، اما اکنون به درجه‌ای از رهایی رسیده که گویی از ابتدا چنین بوده است.

معنای روان

من نیز چو تو عاقل و هشیار بدم بر جملهٔ عاشقان به انکار بدم

من هم مانند تو در گذشته فردی خردمند و محتاط بودم و به تمام کسانی که گرفتار عشق بودند، با دیده‌ی تردید و انکار نگاه می‌کردم.

نکته ادبی: واژه "بدم" مخففِ کلمه "بودم" است که در متون کهن به دلیل ضرورت وزنِ شعری به این شکل به کار رفته است.

دیوانه و مست و لاابالی گشتم گوئیکه همه عمر در این کار بدم

سرانجام به مرحله‌ای از شوریدگی، مستی و بی‌خیالیِ نسبت به تعلقات دنیوی رسیدم که اکنون احساس می‌کنم تمامِ دوران زندگی‌ام را در این حالت سپری کرده‌ام.

نکته ادبی: اصطلاح "لاابالی" در متون عرفانی و ادبی به معنای رهایی از قید و بندهایِ ظاهری و هنجارهایِ دست‌وپاگیرِ اجتماع است که مانعِ رسیدن به آزادیِ معنوی هستند.

آرایه‌های ادبی

تضاد عاقل و هشیار / دیوانه و مست

تقابل دو حالت متضاد روحی که نشان‌دهنده تغییر مسیر شاعر از عقل‌گرایی به عشق‌ورزی است.

تشبیه چو تو

مانند کردن حال گذشته خود به حال کنونی مخاطب برای ایجاد هم‌ذات‌پنداری و نزدیک کردنِ دیدگاه مخاطب به حقیقتِ حالِ شاعر.

مبالغه گوئیکه همه عمر در این کار بدم

اغراق در شدت تغییر حال به گونه‌ای که کل گذشته را تحت تأثیرِ دگرگونیِ کنونی قرار می‌دهد تا عمقِ تحولِ روحی را نشان دهد.