دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۶

مولوی
من قاعدهٔ درد و دوا می شکنم من قاعدهٔ مهر و جفا میشکنم
دیدی که به صدق توبه ها میکردم بنگر که چگونه توبه ها میشکنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی عصیان‌گر و جسورانه، سنت‌ها و قراردادهای رایج میان درد و درمان یا عشق و بی‌مهری را به چالش می‌کشد. او از بندِ عادت‌ها رها شده و فراتر از تعادلِ معمولِ عواطف حرکت می‌کند.

همچنین مفهومِ تزلزل در عزم و اراده انسانی در اینجا برجسته است؛ آنجا که توبه‌های صادقانه در برابرِ کشش‌های درونی فرو می‌ریزند و شاعر تغییرِ مداومِ احوالِ خود را با نگاهی به گذشته و حال به تصویر می‌کشد.

معنای روان

من قاعدهٔ درد و دوا می شکنم من قاعدهٔ مهر و جفا میشکنم

من قوانینِ معمولِ میانِ درد و درمان را زیر پا می‌گذارم و ساختارهایِ قراردادیِ عشق و بی‌مهری را نیز درهم می‌شکنم.

نکته ادبی: تکرارِ واژه «قاعده» و «می‌شکنم» برای تأکید بر سنت‌شکنی و نفیِ روال‌های ثابت به کار رفته است.

دیدی که به صدق توبه ها میکردم بنگر که چگونه توبه ها میشکنم

مشاهده کردی که من چقدر صادقانه توبه می‌کردم؛ حالا تماشا کن که چگونه همان پیمان‌هایِ پیشینِ خود را با بی‌اعتنایی می‌شکنم.

نکته ادبی: تقابلِ زمانی میانِ «می‌کردم» (گذشته) و «می‌شکنم» (حال)، اوجِ دگرگونیِ حالِ شاعر را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) درد و دوا، مهر و جفا

قرار دادن این مفاهیم در کنار هم برای نشان دادنِ تقابلِ آن‌ها در نظامِ هستی و عاطفه.

تکرار توبه ها و می شکنم

تکرارِ فعل و کلمه برای برجسته‌سازیِ عملِ عصیان و شکستنِ پیمان.