دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۴۴

مولوی
من عهد شکسته بر شکستی بزنم وز عشوه ره عشوه پرستی بزنم
امروز که ارواح به رقص آمده اند ناموس فرود آرم و دستی بزنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و حالی عرفانی است که در آن سالک از تمام قیود ظاهری، پیمان‌های خشک و مصلحت‌اندیشی‌های عقلانی رها می‌شود. شاعر در این فضای متعالی، پیمان‌شکنی را نه به معنای گناه، بلکه به معنای گسستن بندهای تعصب و خرافات می‌بیند تا راه برای درک مستقیم و بی‌واسطه حقیقت هموار شود.

در این ساحتِ رهایی، شاعر دعوت می‌کند که «ناموس» یا همان آبرو و اعتباری که مانعِ پیوستن به ضیافتِ حق است، کنار گذاشته شود. رقصِ ارواح نمادی از شادیِ بی‌خویشتنی است که در آن، عاشق از بند «منِ» خویش می‌رهد و در شورِ حیاتِ الهی غرق می‌شود.

معنای روان

من عهد شکسته بر شکستی بزنم وز عشوه ره عشوه پرستی بزنم

من تمام عهدهایی را که بسته بودم می‌شکنم و با استفاده از همان زبانِ فریبنده‌ی عاشقان، دلی را که خود اسیرِ فریب است، شکار می‌کنم.

نکته ادبی: واژه «عشوه» در اینجا به معنای ناز و کرشمه‌ی عاشقانه است که برای شکارِ دلِ معشوق به کار می‌رود و تکرار آن صنعت اشتقاق و تاکید بر صید کردن دل است.

امروز که ارواح به رقص آمده اند ناموس فرود آرم و دستی بزنم

امروز که جان‌ها و ارواح در شور و هیجانِ الهی به رقص درآمده‌اند، من نیز آبرو و قیدِ شرم و حیای ظاهری را کنار می‌گذارم و با شادی به جمعِ آنان می‌پیوندم.

نکته ادبی: «ناموس» در زبان کهن و متون عرفانی اغلب به معنای آبرو، حیثیت و یا قوانینی است که مانعِ ازخودبی‌خود شدن می‌شود؛ «دستی زدن» کنایه از رقصیدن و ابرازِ شادمانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دستی زدن

کنایه از رقصیدن و همنوایی با شور و حالِ سماع.

تضاد عهد شکسته

تقابلِ میان پایبندی به پیمان و شکستنِ آن برای رسیدن به حقیقتی برتر.

نماد رقص ارواح

نمادِ رسیدن به اوجِ عرفانی و رهاییِ روح از قفسِ تن و تعلقات دنیوی.