دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۸

مولوی
من سیر نیم سیر نیم سیر نیم زیرا که به اقبال تو ادبیر نیم
خرگوش نگیرم و نخواهم آهو جز عاشق و جز طالب آن شیر نیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده شور و اشتیاق پایان‌ناپذیر یک سالک در مسیر عشق است. شاعر با تأکید بر اینکه لذت‌های دنیوی او را اقناع نمی‌کند، اعلام می‌دارد که هدفی جز وصال به حقیقت مطلق (که آن را به شیر تشبیه کرده) ندارد و در سایه لطف و اقبال محبوب، خود را از هر درماندگی و تیره‌بختی دور می‌بیند.

فضا، فضای عرفانی و عاشقانه است که در آن ارزش‌های مادی (خرگوش و آهو) در برابر ارزش‌های والای معنوی رنگ می‌بازند و عاشق با صراحتی تمام، تنها طالبِ حقیقت است.

معنای روان

من سیر نیم سیر نیم سیر نیم زیرا که به اقبال تو ادبیر نیم

من هرگز از عشق تو سیر و بی‌نیاز نمی‌شوم؛ زیرا به واسطه برخورداری از توجه و اقبالِ تو، دیگر آن فرد درمانده و تیره‌بختِ پیشین نیستم.

نکته ادبی: تکرارِ واژه «سیر نیم» نشان‌دهنده عطشِ سیری‌ناپذیر عاشق است و «ادبیر» در تقابل با «اقبال» به معنای تیره‌بختی و درماندگی به کار رفته است.

خرگوش نگیرم و نخواهم آهو جز عاشق و جز طالب آن شیر نیم

من به دنبال اهداف کوچک و امیال ناچیز دنیوی (که به خرگوش و آهو تشبیه شده‌اند) نیستم؛ چرا که من جز عاشقِ آن حقیقتِ بزرگ و آن «شیر» (نماد معشوقِ کامل و والامرتبه) نیستم.

نکته ادبی: در این بیت، «خرگوش» و «آهو» نمادِ لذت‌های پست و گذرا، و «شیر» استعاره از شکوه، قدرت و حقیقتِ متعالی است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (تکرار واژه) سیر نیم

برای تأکید بر عطش روحی و عدم سیری عاشق از معشوق.

استعاره و نمادپردازی خرگوش، آهو، شیر

خرگوش و آهو نماد خواسته‌های حقیر دنیوی و شیر نماد حقیقتِ قدرتمند و معنوی است.

تضاد (تقابل) اقبال و ادبیر

تقابل واژگانی برای نشان دادن تفاوت وضعیت عاشق در بی‌خبری و در سایه عشق محبوب.