دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۳۰

مولوی
من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم من خاک در محمد مختارم
گر نقل کند جز این کس از گفتارم بیزارم از او وز این سخن بیزارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانی صریح و قاطع از اعتقاد راسخ شاعر به قرآن کریم و ارادت قلبی او به پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) است. او حیات و هستی خود را وابسته به این دو رکن اصلی دین می‌داند.

شاعر در این قطعه به دنبال زدودن هرگونه شبهه یا تفسیر نادرست از کلام خود است و با بیزاری از کسانی که سخنان او را خلاف عقاید اسلامی‌اش نقل می‌کنند، وفاداری خود را به حقیقت دین به اثبات می‌رساند.

معنای روان

من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم من خاک در محمد مختارم

تا زمانی که جان در بدن دارم، بنده و فرمان‌بردار قرآن هستم و خاکسار و کوچکِ آستان حضرت محمد (ص) می‌باشم.

نکته ادبی: بنده در اینجا استعاره از مطیع و پیرو است و خاک در کنایه از غایت فروتنی و ارادت است.

گر نقل کند جز این کس از گفتارم بیزارم از او وز این سخن بیزارم

اگر کسی سخنی غیر از این باورها را از من روایت کند، من از آن شخص و از آن گفتارِ بی‌پایه، اعلام برائت و دوری می‌کنم.

نکته ادبی: نقل کردن به معنای روایت کردن است و تکرار بیزارم برای تأکید بر شدت مخالفت با تحریف سخن به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خاک در محمد مختارم

کنایه از نهایت فروتنی، کوچکی و ارادت خالصانه به ساحت مقدس پیامبر است.

تکرار بیزارم/بیزارم

تکرار برای تأکید بر دوری جستن و شدت مخالفت با تحریف سخن است.

مراعات نظیر قرآن، محمد

وجود واژگان قرآن و محمد در کنار هم، شبکه معنایی دین اسلام را تداعی می‌کند.