دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۶

مولوی
مصنوع حقیم و صید صانع باشیم جانرا ز مراد جان چه مانع باشیم
صد بره برای بندگان قربان کرد ما چند به آب گرم قانع باشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر محوریت تسلیم محض در برابر اراده‌ی الهی و نقدِ قناعتِ ناپسند به امور دنیوی استوار است. شاعر با یادآوریِ این نکته که انسان مخلوقِ خداوند است، استدلال می‌کند که ایستادگی در برابر اراده‌ی خالق، بیهوده و مانعِ تکاملِ جان است.

همچنین، با اشاره به گستردگی نعمات الهی، مخاطب را به بلندهمتی فرا می‌خواند و قناعتِ زودهنگام به لذت‌های ناچیز و گذرای دنیوی را در برابرِ عظمتِ بخشش‌های خالق، امری دور از شأنِ انسانِ حقیقت‌جو می‌داند.

معنای روان

مصنوع حقیم و صید صانع باشیم جانرا ز مراد جان چه مانع باشیم

ما آفریده‌ی خداوند و در بندِ اراده‌ی آفریننده‌ی خویش هستیم؛ پس چرا باید میان جانِ خود و خواستِ حقیقی‌اش، که همان بازگشت به سوی اوست، مانع‌تراشی کنیم؟

نکته ادبی: «مصنوع» به معنای ساخته‌شده و «صانع» به معنای سازنده است. تقابل این دو واژه نشان‌دهنده‌ی نسبت میان مخلوق و خالق است. ترکیب «صید صانع» استعاره از اسیرِ اراده‌ی الهی بودن است.

صد بره برای بندگان قربان کرد ما چند به آب گرم قانع باشیم

خداوند صدها نعمت و وسیله‌ی حیات را برای بندگانش فدا کرده و مهیا ساخته است؛ چرا ما باید تنها به چیزهای ناچیز و دم‌دستی (مانند آب گرم) راضی و خشنود باشیم؟

نکته ادبی: «صد بره» کنایه از کثرت نعمات و وسایل بقا و آسایش است که خداوند برای بشر قرار داده است. «آب گرم» کنایه از تمایلات دنیویِ پست و آسایشِ ناپایدار است.

آرایه‌های ادبی

اشتقاق مصنوع و صانع

هم‌ریشه بودن این دو واژه در کنار هم، تضاد و در عین حال پیوند میان خالق و مخلوق را برجسته می‌کند.

استعاره و کنایه صید صانع

به دام افتادن در تقدیر الهی را به صید شدن تشبیه کرده است.

کنایه آب گرم

نمادِ لذت‌های ناچیز، سطحی و زودگذر دنیوی در برابر نعمت‌های عظیم الهی.

پرسش انکاری چه مانع باشیم / چند قانع باشیم

پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها منفی است و برای سرزنشِ غفلتِ انسان به کار رفته است.