دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۵

مولوی
مردم رغم عشق دمی در من دم تا زندهٔ جاوید شوم زان یکدم
گفتی که به وصل با تو همدم باشم گو با که کجا شرم نداری همدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سرشار از تمنای جان‌بخشِ عاشق است که در آرزوی دمِ مسیحایی معشوق، مرگِ مادی خود را در راه عشق، مقدمه‌ای برای حیات ابدی می‌داند. فضایی عرفانی و پرسش‌گرانه بر این ابیات حاکم است که در آن، عاشق هم‌زمان که طالب بقای روحانی است، از بی‌وفایی و ناپایداریِ عهدِ معشوق نیز دردمندانه شکوه می‌کند.

پیام اصلی شاعر، گذار از نیستیِ عاشقانه به هستیِ جاودان از طریق توجه و عنایت معشوق است؛ مضمونی که در کنار آن، رندی و بی‌قیدیِ معشوق در برقراریِ ارتباط با دیگران، با لحنی ملامت‌گر و صریح به چالش کشیده می‌شود.

معنای روان

مردم رغم عشق دمی در من دم تا زندهٔ جاوید شوم زان یکدم

تا به واسطه‌ی آن یک لحظه، به حیات و جاودانگی دست یابم.

نکته ادبی: «زنده جاوید» کنایه از رسیدن به مقام فنای در حق و بقای به اوست که در ادبیات عرفانی بسیار پربسامد است.

گفتی که به وصل با تو همدم باشم گو با که کجا شرم نداری همدم

اکنون بگو با کدام شخص و در چه مکانی است که از هم‌نشینی با دیگران، شرم و حیایی نداری؟

نکته ادبی: «گو» صورت امری فعل گفتن است؛ استفاده از «کجا» و «با که» بر کثرت و بی‌پروا بودن معشوق در انتخابِ هم‌نشینانِ دیگر تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح دم در من دم

اشاره به دمیدن روح مسیحایی که در ادبیات کهن فارسی، نماد حیات‌بخشی و جان‌بخشی است.

استفهام انکاری گو با که کجا شرم نداری همدم

پرسشی که هدفش نه پرسیدن، بلکه ملامت و سرزنشِ رفتارِ بی‌قیدانه و ناپسندِ معشوق است.

ایهام و تضاد مردم ... زنده جاوید

تضاد میان «مردن» (فنا) و «زنده جاوید» (بقا) که بیانگر مفهومِ عرفانی «بمیر قبل از آنکه بمیری» است.