دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۴

مولوی
مائیم که گه نهان و گه پیدائیم گهمومنو گه یهود و گه ترسائیم
تا این دل ما قالب هر دل گردد هر روز به صورتی برون می آئیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندیشه‌ای عمیق در فلسفه عرفانی است که در آن، حقیقت هستی فراتر از مرزبندی‌های مذهبی و اعتقادی قرار دارد. شاعر با بیانی نمادین، خود را جلوه‌ای سیال از حقیقت می‌داند که برای درک کل هستی و هم‌ذات‌پنداری با تمامی آفریدگان، ناگزیر از تغییر چهره و پذیرش صورت‌های گوناگون است.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی است سرشار از تساهل و گستردگی دیدگاه که ریشه در عشق و معرفت دارد؛ گویی شاعر در تلاش است تا با شکستن دیوارهای تعصب و جدایی، به جوهره مشترک تمامی انسان‌ها و ادیان راه یابد و این پویایی و ناآرامی کمال‌طلبانه را عامل تجربه زیستن در صورت‌های گوناگون می‌داند.

معنای روان

مائیم که گه نهان و گه پیدائیم گهمومنو گه یهود و گه ترسائیم

ما همان حقیقت مطلقی هستیم که گاهی در نهان و پنهانی است و گاهی آشکار و هویدا می‌شود؛ ما هم‌رنگ جماعت مومنان می‌شویم و گاهی در قامت پیروان دین یهود یا آیین مسیحیت جلوه‌گری می‌کنیم.

نکته ادبی: واژه «گه» مخفف «گاه» است و تکرار آن در ابتدا و انتهای بیت، موسیقی کلام را در کنار ایهام و کنایه به سیال بودن روح می‌افزاید.

تا این دل ما قالب هر دل گردد هر روز به صورتی برون می آئیم

ما این تغییر چهره‌های گوناگون را تجربه می‌کنیم تا دلمان وسعت یابد و ظرفیت پذیرش و درک قلب هر انسانی را پیدا کند؛ از این رو است که ما هر روز در قالب و ظاهری تازه به میان مردم می‌آییم.

نکته ادبی: «قالب» در اینجا به معنای ظرفیت و پذیرندگی دل است؛ تعبیر «برون می‌آییم» نیز استعاره‌ای از تجلی روح در صورت‌های انسانی است.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر مومن، یهود، ترسا

گردآوری نام‌های ادیان گوناگون که به نوعی با هم پیوند معنایی دارند و بر شمول حقیقت اشاره دارند.

تضاد نهان و پیدا

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادن دو وجه متفاوت هستی و ماهیت سیال آن.

استعاره قالب هر دل

دل به ظرفی تشبیه شده که می‌تواند در شکل‌های مختلف ریخته شود تا با قلب دیگران هم‌سو شود.