دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۳

مولوی
مائیم که دوست خویش دشمن داریم اما دشمن هر عاشق و هر بیداریم
با قاصد دشمنان خود یاریم ما دامن خود همیشه در خون داریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی وضعیتی از خودبیگانگی و آشفتگی درونی است که در آن، فرد با نادیده‌گرفتنِ حقیقت و پیوند با خویشتن، راه به بیراهه می‌برد. شاعر تصویری از تناقض‌های وجودی ترسیم می‌کند که در آن انسان، به جای همدلی با آگاهی و عشق، به سوی دشمنی با حقیقت و همنشینی با فریب‌کاران کشانده می‌شود و دستش به گناه آلوده می‌گردد.

این فضا، فضای ندامت و بازگشت به خویشتنِ گمشده‌ای است که در چنبره‌ی خودفریبی و همراهی با نابخردان گرفتار شده و اکنون در پیِ بیانِ این سقوطِ اخلاقی و روحی است.

معنای روان

مائیم که دوست خویش دشمن داریم اما دشمن هر عاشق و هر بیداریم

ما چنان گرفتارِ خودفریبی هستیم که دوستانِ حقیقی خود را دشمن می‌پنداریم، در حالی که در برابرِ انسان‌های آزاده، عاشق و هوشیار، گاردِ دشمنی و ناسازگاری گرفته‌ایم.

نکته ادبی: واژه بیدار استعاره از انسان‌های آگاه و حق‌جو است و تقابلِ دوست و دشمن در مصراع نخست، تأکید بر آشفتگیِ درونی دارد.

با قاصد دشمنان خود یاریم ما دامن خود همیشه در خون داریم

ما به جایِ دوستی با خیرخواهان، با پیام‌آورانِ دشمنانِ خویش هم‌نوا شده‌ایم و به واسطه‌ی این کژروی‌ها، دامنِ خود را به ننگِ گناه و ستم آلوده‌ایم.

نکته ادبی: عبارت دامن در خون داشتن کنایه‌ای کهن از آلودگی به گناه، جنایت یا بی‌آبرویی است و قاصد نمادِ ابزارِ فریبِ دشمن است.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) دوست خویش دشمن داریم

بیانِ رفتارِ غیرمنطقیِ انسان با نزدیکان و همراهانِ خود.

کنایه دامن خود همیشه در خون داریم

کنایه از آلودگی به گناه و ارتکابِ جرم یا ستم.

استعاره بیدار

اشاره به افرادِ آگاه، خردمند و اهلِ حقیقت که در برابرِ تاریکیِ جهل قرار دارند.