دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۲

مولوی
مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیم مهر از فلک و جهان اغبر کندیم
از کبر جهان سبال خود میمالید از دولت دل سبلت او را کندیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر رویکردی عارفانه و زاهدانه به جهان هستی است که در آن گوینده با قطع دلبستگی از مظاهر دنیوی، مادیات و تعلقات فلکی، به مرتبه‌ای از استغنا و بی‌نیازی دست یافته است. در این تفکر، جهانِ دون که سرشار از غرور و خودپسندی است، در برابر قدرت و عزتِ قلبیِ عارف، به خواری و شکست تن می‌دهد.

شاعر با بهره‌گیری از تصاویری قدرتمند، برتریِ عالمِ معنا بر عالمِ صورت را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه انسان با گسستن زنجیرهای وابستگی به تن و جهانِ خاکی، می‌تواند بر تکبرِ جهان فائق آید و آن را به زانو درآورد.

معنای روان

مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیم مهر از فلک و جهان اغبر کندیم

ما همان کسانی هستیم که پیوندِ دلِ خود را از بندِ جسم و جوهرِ مادی گسستیم و دلبستگی‌مان را از چرخِ گردون و این دنیای تیره‌ و تار بریدیم.

نکته ادبی: جوهر در اینجا به معنای ماده اصلی تشکیل‌دهنده موجودات است و اغبر به معنای غبارآلود و تیره، صفتِ جهانِ مادی است.

از کبر جهان سبال خود میمالید از دولت دل سبلت او را کندیم

دنیا به خاطر غرور و تکبرش، بر خود می‌بالید و فخر می‌فروخت؛ اما ما به پشتوانه‌ی قدرت و ثروتِ معنویِ دلمان، غرورش را شکستیم و آن را خوار کردیم.

نکته ادبی: سبال مالیدن و سبلت کندن کنایاتی است که اولی به فخرفروشی و دومی به درهم شکستنِ غرور و خوار کردنِ کسی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه دل کندن

به معنای رهایی از تعلقات و قطع پیوند عاطفی و مادی است.

کنایه سبال مالیدن

کنایه از فخرفروشی و ابراز تکبر است.

کنایه سبلت کندن

کنایه از خوار کردن و درهم شکستن غرور و اقتدار کسی است.

تشخیص کبر جهان

نسبت دادن صفت تکبر که ویژگی انسانی است به جهان که مفهومی انتزاعی است.