دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۱

مولوی
مائیم که تا مهر تو آموخته ایم چشم از همه خوبان جهان دوخته ایم
هر شعله کز آتش زنهٔ عشق جهد در ما گیرد از آنکه ما سوخته ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی و دلبستگیِ انحصاری عاشق به معشوق است. شاعر از حالتی سخن می‌گوید که در آن، پس از شناختِ مهرِ حقیقی، تمامیِ کشش‌های دیگرِ دنیوی رنگ می‌بازند و چشم از سایرِ زیبایی‌ها فرو بسته می‌شود.

در بخش دوم، شاعر به وضعیتِ وجودیِ عاشقِ واقعی اشاره دارد. او خود را به کسی تشبیه می‌کند که چنان در آتشِ عشق سوخته و آب‌دیده شده است که آمادگیِ پذیرشِ هر شعله‌ی کوچکی از عشق را در وجودِ خود دارد؛ چرا که او پیش از این، رنجِ عشق را چشیده و از کالبدِ مادیِ خویش رها شده است.

معنای روان

مائیم که تا مهر تو آموخته ایم چشم از همه خوبان جهان دوخته ایم

ما همان کسانی هستیم که از لحظه‌ی شناختِ عشقِ تو، دیگر به هیچ زیبایی و دلرباییِ دیگری در این جهان توجهی نداریم.

نکته ادبی: مهر در اینجا به معنای محبت و دوستی است و ترکیب چشم‌دوختن در این بیت کنایه از نادیده گرفتن و بی‌توجهیِ ارادی به غیر از محبوب است.

هر شعله کز آتش زنهٔ عشق جهد در ما گیرد از آنکه ما سوخته ایم

هر جرقه‌ای که از سنگِ چخماقِ عشق بیرون بپرد، بی‌درنگ در دلِ ما شعله‌ور می‌شود، زیرا ما پیش‌تر وجودمان را در آتشِ عشق سوزانده‌ایم و با این تجربه، ظرفیتِ پذیرشِ شعله‌هایِ تازه‌ی عشق را یافته‌ایم.

نکته ادبی: آتش‌زنه به معنای ابزاری سنگی یا فلزی است که با زدنِ آن، جرقه ایجاد می‌کردند. واژه‌ی سوخته استعاره از عاشقِ رنج‌دیده‌ای است که تجربه‌یِ عشق را پشت سر گذاشته و به پختگیِ روحی رسیده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم دوختن

به معنای نادیده گرفتن و بی‌اعتنایی به غیر از محبوب است.

استعاره آتش‌زنه‌ی عشق

عشق به آتشی تشبیه شده که مانندِ سنگِ چخماق، وسیله‌ای برای ایجاد جرقه (آتش‌زنه) دارد.

تضاد درونی سوخته

سوختن که در حالتِ مادی ویران‌گر است، در اینجا عاملی برای آمادگیِ پذیرشِ عشقِ بیشتر معرفی شده است.