دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲۰

مولوی
مائیم که بی قماش و بی سیم خوشیم در رنج مرفهیم و در بیم خوشیم
تا دور ابد از می تسلیم خوشیم تا ظن نبری که ما چو تونیم خوشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام، ترسیم‌گر احوالِ عارفان و دل‌سپردگانِ طریقِ حق است که فارغ از دلبستگی‌های مادی، در دریای تسلیم و رضایت غوطه‌ورند. شاعر با واژگانی ساده اما عمیق، تضاد میان لذت‌های گذرا و دنیوی را با شادکامیِ حاصل از پذیرشِ تقدیر و رنج‌های معنوی به تصویر می‌کشد.

پیام اصلی شعر، دعوت به رهایی از بندِ مال و منال و رسیدن به آرامشی است که تنها از سرچشمه‌ی «تسلیم» به مشیت الهی حاصل می‌شود؛ آرامشی که با هیچ‌یک از معیارهای خوشبختیِ دنیوی قابل مقایسه نیست.

معنای روان

مائیم که بی قماش و بی سیم خوشیم در رنج مرفهیم و در بیم خوشیم

ما از آن دست کسانی هستیم که بدون داشتن مال و منال دنیوی (مانند پارچه و پول)، در نهایتِ شادکامی و رضایت زندگی می‌کنیم.

نکته ادبی: «قماش» در معنای لغوی به معنای پارچه و کالا، و در اینجا کنایه از ثروت و تجملات دنیوی است.

تا دور ابد از می تسلیم خوشیم تا ظن نبری که ما چو تونیم خوشیم

ما در دلِ رنج‌ها و سختی‌ها، آسودگیِ خاطر داریم و حتی در میانِ بیم و هراسِ معنوی نیز شادمانیم.

نکته ادبی: تناقض‌آرایی در عبارت «در رنج مرفهیم» به چشم می‌خورد که بیانگر پارادوکسِ عرفانی در خوش‌باشیِ اهل معناست.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) در رنج مرفهیم

شاعر رفاه و آسایش را در دل رنج و سختی می‌یابد که امری ظاهراً متناقض اما در عرفان، حقیقت است.

استعاره می تسلیم

تشبیه حالتِ پذیرش و تسلیمِ حق به شراب که روح را سرمست و بی‌قرارِ معشوق می‌کند.

ردیف خوشیم

تکرار واژه «خوشیم» در پایان تمامی مصراع‌ها، موسیقیِ کلام را با مفهومِ اصلی که همان تکرارِ مداومِ شادکامیِ درونی است، هماهنگ کرده است.