دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸

مولوی
مائیم که از بادهٔ بی جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما مائیم که بی هیچ سرانجام خوشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر جهان‌بینی عارفانه‌ای است که در آن، شادی و کمال نه در اسباب مادی، بلکه در رهایی از قیود دنیوی نهفته است. شاعر با زبانی صریح به تضاد میان نگاهِ مردم‌پسند و نگاهِ عاشقانه خود می‌پردازد.

در این فضا، بی‌نیازی از ابزار (جام) و نداشتن مقصد مشخص (سرانجام) به معنای سرگشتگی نیست، بلکه نشان‌دهنده رسیدن به مقامی است که در آن، لحظه اکنون ارزشمندترین داشته است و انسان از بندِ آینده‌نگری‌های اضطراب‌آور رها شده است.

معنای روان

مائیم که از بادهٔ بی جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم

ما آن‌گونه عارفانی هستیم که بدون نیاز به واسطه و ابزار مادی (جام)، از شراب معرفت و عشق مستیم. به همین جهت است که در تمام لحظاتِ زندگی، چه در آغاز روز و چه در پایان آن، غرق در روشنایی و شادمانی هستیم.

نکته ادبی: باده بی‌جام کنایه از بهره‌مندی مستقیم از فیضِ الهی بدون وساطتِ مناسکِ ظاهری است.

گویند سرانجام ندارید شما مائیم که بی هیچ سرانجام خوشیم

مردمِ دنیا به ما می‌گویند که شما هیچ هدف و سرانجامی در زندگی ندارید. پاسخ ما این است که درست به این دلیل که خود را از بندِ مقاصد و اهدافِ دنیوی رها کرده‌ایم، به شادمانیِ راستین دست یافته‌ایم.

نکته ادبی: تکرارِ واژه سرانجام در دو مصراع، بر تقابلِ معنایی میان نگاهِ مردم (به معنایِ نداشتنِ عاقبتِ خیر) و نگاهِ شاعر (به معنایِ رهایی از قیدِ زمان و مکان) تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) بادهٔ بی جام

شرب خمر بدون جام امری غیرمعمول است و در اینجا نمادِ رسیدن به حقایق معنوی بدونِ نیاز به واسطه‌های مادی است.

تضاد (طباق) صبح و شام

اشاره به تمامِ اوقاتِ شبانه‌روز برای نشان دادنِ تداومِ حالِ خوشِ عارفانه.

ایهام سرانجام

به معنای مقصد و عاقبتِ کار؛ مردم آن را به معنی پوچی می‌دانند، اما شاعر آن را آزادی از تعلقات می‌بیند.