دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴

مولوی
ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم
در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست جان و دل و دیده هر سه بردوخته ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده عمیق‌ترین تجربیات عارفانه‌ای است که در آن شاعر از همه دلبستگی‌های دنیوی و مشاغل مادی دست شسته است. این رهایی از بندِ امورِ گذران، مقدمه‌ای است برای ورود به ساحتِ لطیفِ شعر و بیانِ حالاتِ روحانی که تنها زبانِ عشق قادر به بازگویی آن است.

در دیدگاه شاعر، حقیقتِ هستی در عشق خلاصه می‌شود. به همین سبب، تمامی توانِ وجودی او یعنی جان و دل و دیده، در راهِ رسیدن به این مقصودِ یگانه به کار گرفته شده و از هر چه جز اوست، چشم پوشیده است.

معنای روان

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم

ما تمامِ دغدغه‌های شغلی و کسب‌وکارهای دنیوی را کنار گذاشته و آن‌ها را مانند چیزی که سوخته و از بین رفته، به دست فراموشی سپرده‌ایم؛ در عوض، تمامِ همت و توانِ خود را صرفِ آموختن و سرودنِ شعر و غزل و دوبیتی کرده‌ایم.

نکته ادبی: واژه سوختن در اینجا کنایه از نفی و رها کردنِ دلبستگی‌های دنیایی است و تقابلِ معنایی با آموختن دارد.

در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست جان و دل و دیده هر سه بردوخته ایم

از آنجا که معشوق (خداوند)، تمامِ هستی و جان و دل و بیناییِ ماست، ما نیز چشمانِ خود را از هر چیزِ دیگری جز او بسته‌ایم و جان و دلِ خود را برای ادراکِ این عشقِ یگانه، از همه‌چیزِ دیگر تهی و پاک کرده‌ایم.

نکته ادبی: بردوختن در اینجا به معنایِ دوختن و بستنِ چشم و دل به رویِ غیر است که بر تمرکزِ شدیدِ عارف بر محبوب دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه سوخته ایم

به معنای رها کردن و دست کشیدن از امور مادی و دنیوی است.

کنایه بردوخته ایم

به معنای بستنِ چشم و توجه از اغیار و متمرکز شدن بر محبوب است.

مراعات نظیر کار و دکان و پیشه / جان و دل و دیده

استفاده از واژگانی که در یک حوزه معنایی قرار دارند برای ایجاد هماهنگی و موسیقی کلام.