دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۱

مولوی
ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم ما پشت بروی یار ناکس کردیم
مردار همه نثار کرکس کردیم در قبلهٔ تو نماز واپس کردیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگرِ مرحله‌ای از گسستنِ آگاهانه از تعلقاتِ دنیوی و دوری گزیدن از انسان‌های دون‌همت و بی‌اصالت است. شاعر با لحنی قاطع و صریح، از پایان یافتنِ دورانِ شیفتگی یا همراهی با کسانی سخن می‌گوید که شایستگیِ عشق، وفاداری یا تکریم را نداشته‌اند.

فضایِ حاکم بر این سروده‌ها، فضایِ بیداریِ معنوی است که در آن، شخص با بازشناسیِ ارزشِ والایِ خویشتن، از آنچه او را به انحطاط می‌کشانده، روی برمی‌گرداند و قبله‌گاهِ توجهاتش را از امورِ سخیف و مادی به سمتی دیگر تغییر می‌دهد و پیوندهایِ نادرستِ گذشته را می‌گسلد.

معنای روان

ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم ما پشت بروی یار ناکس کردیم

ما دیگر از این رابطه و تکرارِ آن خسته شدیم و با قاطعیت به پایانِ این مسیر رسیدیم.

نکته ادبی: تکرارِ واژه «بس» در متن برای تأکید بر قطعِ کاملِ رابطه، اشباعِ روانی و نشان دادنِ خستگیِ مفرط از تکرارِ اشتباهات است.

مردار همه نثار کرکس کردیم در قبلهٔ تو نماز واپس کردیم

ما به نشانهٔ اعتراض و بیزاری، به آن دوستِ ناشایست و بی‌وفا پشت کردیم.

نکته ادبی: «ناکس» در این بیت به معنای کسی است که فاقدِ اصل و نسبِ اخلاقی، مروت و انسانیت است.

آرایه‌های ادبی

تکرار ما را بس

برای القای حسِ قاطعیت و تأکید بر پایان یافتنِ صبر و تحملِ شاعر.

استعاره مردار

نمادی از مادیات و امورِ پوچ و بی‌ارزشی که انسانِ وارسته باید از آن‌ها دست بشوید.

کنایه نماز واپس کردن

کنایه از روی گرداندن از معشوقِ کاذب و قطعِ پیوندِ قلبی و اعتقادی با او.