دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۱۰

مولوی
ما خواجهٔ ده نه ایم ما قلاشیم ما صدر سرانه ایم ما اوباشیم
نی نی چو قلم به دست آن نقاشیم خود نیز ندانیم کجا میباشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوال عارفانی است که از تعلقات دنیوی و القاب اجتماعی دست شسته و در وادی بی‌خودی قدم نهاده‌اند. گوینده با رد هویت‌های ظاهری و مقام‌های مادی، خود را در برابر اراده‌ی الهی، تسلیم محض می‌داند.

پیام اصلی این سروده، نفی «منِ» کاذب و پذیرش جایگاه انسان به عنوان ابزاری در دست اراده‌ی خالق است؛ جایی که عارف دیگر خود را صاحب اراده نمی‌داند و در دریای بی‌کران هستیِ حق، غرق شده است.

معنای روان

ما خواجهٔ ده نه ایم ما قلاشیم ما صدر سرانه ایم ما اوباشیم

ما صاحب ملک و املاک دنیوی نیستیم، بلکه عیارانی آزاده‌ایم که قید دنیا را زده‌ایم. ما در ظاهرِ خود، آن‌چنان که مردم می‌بینند، اوباش و بی‌اعتباریم، اگرچه در باطن، سرآمدان این راه هستیم.

نکته ادبی: واژه قلاش در متون عرفانی به معنای رند و بی‌قید است و اوباش نیز در اینجا نه به معنای اراذل، بلکه به معنای کسانی است که از هیاهوی نام و ننگ دنیوی فاصله گرفته‌اند.

نی نی چو قلم به دست آن نقاشیم خود نیز ندانیم کجا میباشیم

نه، این‌گونه نیست؛ ما چون قلمی در دست نقاش هستی هستیم که هرچه او بخواهد بر صفحه‌ی هستی نقش می‌زنیم. تا آنجا که ما حتی از خود نیز بی‌خبریم و نمی‌دانیم در این سرای هستی در چه مقام و جایگاهی قرار داریم.

نکته ادبی: تکرار «نی نی» برای تأکید بر نفی و ردِ هویت مستقل انسانی و اشاره به استعاره‌ی قلم و نقاش، نمادی از جبرِ عاشقانه و تسلیم محض در برابر اراده الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قلم و نقاش

انسان به قلم و خداوند به نقاش تشبیه شده است که نشان‌دهنده نبودِ اختیار مستقل برای انسان در برابر اراده الهی است.

تناقض ظاهری (پارادوکس) صدر سرانه و اوباش

تضاد میان صدر (بزرگی) و اوباش (پستی) برای نشان دادن بی‌اعتباری القاب دنیوی در نظر عارف.

تکرار نی نی

تکرار واژه برای تأکید بر نفی خودپرستی و اثبات فقر ذاتی انسان.