دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹

مولوی
ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم شادی نستانیم و از این غم ندهیم
این صورت ما نصیب آدمیانست از صورت تو آب به آدم ندهیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی شورمندانه، عشقِ خود به محبوب را فراتر از هرگونه تقدسِ آیینی و شادی‌های معمولِ دنیوی برمی‌شمارد. او خاکِ درگاهِ معشوق را بر آبِ زمزم برتری می‌دهد و اندوهِ ناشی از این عشق را بر شادی‌های بی‌حاصل ترجیح می‌دهد، که نشان از عمقِ تعلقِ خاطر و مراتبِ والایِ معرفتِ عاشقانه دارد.

شاعر بر انحصار و یگانگیِ زیباییِ معشوق تأکید دارد. از دیدگاهِ او، چهره‌یِ معشوق چنان والاتر از زیبایی‌هایِ عادیِ بشری است که نباید آن را در معرضِ دیدِ عموم قرار داد و باید آن را چون گوهری پنهان نگاه داشت.

معنای روان

ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم شادی نستانیم و از این غم ندهیم

ما ارزشِ غبارِ کویِ تو را با آبِ زمزم که مقدس‌ترین آب‌هاست، معاوضه نمی‌کنیم. ما حاضر نیستیم آرامش و شادیِ معمولِ زندگی را بپذیریم و در عوض، غمِ عشقِ تو را که مایه حیاتِ روحِ ماست، از دست بدهیم.

نکته ادبی: در اینجا خاک به معنای آستانه و محل سکونت معشوق است. تقابلِ خاک و آبِ زمزم برای تأکید بر برتریِ عشقِ زمینی بر ارزش‌هایِ آیینی است.

این صورت ما نصیب آدمیانست از صورت تو آب به آدم ندهیم

این چهره و زیباییِ معمولی که ما داریم، بهره‌یِ آدمیانِ عادی است؛ اما در موردِ چهره‌یِ تو، ما حتی ذره‌ای از جلا و رونقِ آن را به دیدِ نامحرمان و عمومِ مردم نمی‌گذاریم.

نکته ادبی: آب در مصرع دوم به معنای جلا، رونق و آبرو است. استفاده از واژه‌ی آدم برای اشاره به مردمِ عادی در برابرِ زیباییِ ماوراییِ معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (تقابل) خاک و آب زمزم

برجسته کردنِ ارزشِ بالایِ وصال در برابرِ مقدساتِ دینی.

ایهام آب

در بیت دوم به معنای جلا و زیبایی است، در حالی که ذهنِ مخاطب ممکن است به معنای مایع آن نیز متبادر شود.

کنایه آب به آدم ندهیم

کنایه از نشان ندادنِ زیبایی و جلوه‌یِ رخسار به دیگران.