دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۴

مولوی
ما از دو صفت ز کار بیکار شویم در دست دو خوی بد گرفتار شویم
یک خوآنی که سخت از او مست شویم خوی دگر آنکه دیر هشیار شویم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر آسیب‌های درونی و خصلت‌های ناپسندی است که آدمی را از مسیر تکامل و انجام کارهای نیک بازمی‌دارد. شاعر با نگاهی آسیب‌شناسانه، از دو عاملِ اصلیِ غفلت سخن می‌گوید که انسان را به بند می‌کشند و او را از کارایی و هوشیاری بازمی‌دارند.

مضمون اصلی، هشداری است درباره‌ی گرفتار شدن در دامِ سرکشیِ امیال و تأخیر در بازگشت به مسیر خرد و آگاهی؛ وضعیتی که باعث می‌شود فرد در زندگیِ معنوی و دنیوی خود، دچار ایستایی و رکود گردد.

معنای روان

ما از دو صفت ز کار بیکار شویم در دست دو خوی بد گرفتار شویم

ما به خاطرِ داشتنِ دو خصلتِ ناپسند، از انجام کارهای مفید و سازنده باز می‌مانیم و در چنگالِ این دو عادتِ بد اسیر می‌شویم.

نکته ادبی: واژه «بیکار» در اینجا به معنای «بی‌فایده» یا «ناتوان از انجام کار» است. «خوی» در زبان کهن به معنای عادت یا خصلتِ نهادینه است که بر انسان مسلط می‌شود.

یک خوآنی که سخت از او مست شویم خوی دگر آنکه دیر هشیار شویم

یکی از آن خصلت‌ها این است که چنان غرق در لذت یا غفلت می‌شویم که مدهوش می‌گردیم و خصلت دیگر این است که پس از این بی‌خبری، بسیار دیر به خود می‌آییم و هوشیار می‌شویم.

نکته ادبی: استعاره‌ی «مستی» و «هشیاری» در ادبیات کلاسیک بسیار پرکاربرد است؛ مستی نماد غفلت از حقیقت و غرق شدن در دنیای مادی است و هشیاری نماد بازگشت به آگاهی و درکِ عقلانی.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مست شویم / هشیار شویم

تقابل میان غفلت و ناآگاهی با آگاهی و بیداری که برای تأکید بر وضعیت متزلزل انسان به کار رفته است.

ردیف شویم

تکرار واژه «شویم» در انتهای ابیات که علاوه بر ایجاد موسیقی کناری، بر فرآیندِ تغییرِ وضعیتِ انسان تأکید می‌کند.

مجاز مست شدن

به کار رفتن مستی به جایِ از دست دادنِ عقل و اراده در اثرِ هواهای نفسانی یا غفلت از حقیقت.