دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۱

مولوی
لا الفجر بقینة و لا شرب مدام الفخر لمن یطعن فی یوم زحام
من یبدل روحه به سیف و سهام یستأهل آن یقعدو الناس قیام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این نکته تأکید دارند که جوهر وجودی و افتخار حقیقی انسان، در گرو عیش و نوش، غفلت و سرگرمی‌های زودگذر نیست. شاعر با نگاهی حماسی، تعریفی تازه از عزت و سربلندی ارائه می‌دهد که با تن‌آسایی در تضاد کامل است.

در این نگاه، ملاک برتری و شایستگی انسان، دلیری در میدان‌های پرخطر و آمادگی برای گذشتن از جان در راه آرمان‌هاست. چنین کنشی است که انسان را شایسته تحسین و احترام همگان می‌سازد.

معنای روان

لا الفجر بقینة و لا شرب مدام الفخر لمن یطعن فی یوم زحام

افتخار و سربلندی واقعی، نه در گذراندن صبحگاهان با نوای موسیقی و نوشیدن شراب نهفته است و نه در خوش‌گذرانی‌های بیهوده؛ بلکه افتخار راستین تنها از آنِ جنگاوری است که در میانه میدان نبرد و در هیاهوی برخورد صفوف، با دلاوری بر دشمن ضربه وارد می‌کند.

نکته ادبی: مدام به معنای شراب است و در ادبیات کلاسیک نمادی از غفلت است. زحام به معنای ازدحام و در اینجا کنایه از میدان جنگ است که سربازان در آن فشرده به هم می‌جنگند.

من یبدل روحه به سیف و سهام یستأهل آن یقعدو الناس قیام

کسی که جان عزیز خویش را در راه دفاع و مبارزه با شمشیر و تیر به خطر می‌اندازد و آن را فدای هدف خود می‌کند، سزاوار آن است که مردمان به نشانه احترام و تکریم در برابر او از جای برخیزند.

نکته ادبی: یستأهل در زبان عربی به معنای شایسته بودن است. قیام در اینجا استعاره از تعظیم و احترام گذاشتن است که نشان‌دهنده جایگاه رفیع ایثارگر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) لا الفجر بقینة... و الفخر لمن یطعن

شاعر میان خوش‌گذرانی و عیش صبحگاهی با رنج و مبارزه در میدان جنگ تقابل ایجاد کرده تا ارزش حقیقی را برجسته کند.

کنایه یستأهل آن یقعدو الناس قیام

برخاستن مردم کنایه از احترام گذاشتن و بزرگداشت مقام قهرمان است.