دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۰۰

مولوی
گه در طلب وصل مشوش باشیم گاه از تعب هجر در آتش باشیم
چون از من و تو این من و تو پاک شود آنگه من و تو بی من و تو خوش باشیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تصویر کشیدن حالاتِ متناقضِ سالک در مسیرِ عشق است که میانِ اضطرابِ جست‌وجو و رنجِ دوری گرفتار است. تا زمانی که هویتِ فردی و خودخواهی برقرار باشد، این ناآرامی‌ها اجتناب‌ناپذیر است و عاشق همواره در تب و تابِ تضادها می‌سوزد.

راهکارِ نهاییِ شاعر، گذشتن از «خود» و رهایی از بندِ دوگانگی میانِ عاشق و معشوق است. در واقع، آرامش و خوشیِ حقیقی تنها زمانی پدیدار می‌شود که حصارِ منیت فرو بریزد و عاشق و معشوق در یگانگیِ محض، فارغ از بندهایِ وجودی، به سر برند.

معنای روان

گه در طلب وصل مشوش باشیم گاه از تعب هجر در آتش باشیم

گاه به دلیلِ اشتیاقِ فراوان برای رسیدن به وصال، دچارِ دلهره و ناآرامی هستیم و گاهی دیگر، به خاطرِ رنج و سختیِ جدایی، در آتشِ فراق می‌سوزیم.

نکته ادبی: واژه «مشوش» به معنای آشفته و نگران است و «تعب» به معنای رنج و خستگی است که در ادبیاتِ کلاسیک برای توصیفِ احوالِ عاشق به کار می‌رود.

چون از من و تو این من و تو پاک شود آنگه من و تو بی من و تو خوش باشیم

هرگاه حجاب‌هایِ خودپرستی و دوگانگی میانِ «من» و «تو» از بین برود و پاک شود، آن‌گاه می‌توانیم بدونِ قید و بندهایِ خودخواهی، به لذتِ واقعی و آرامشِ هم‌نشینی دست یابیم.

نکته ادبی: تکرارِ متوالی «من و تو» آرایه تکرار است که بر پیچیدگیِ دوگانگیِ وجودی تأکید دارد و با حذفِ این حصار، مفهومِ عرفانیِ «فنا» را تبیین می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تضاد وصل و هجر

تقابلِ میانِ رسیدن و دور ماندن که چرخه همیشگیِ زندگیِ عاشق را نشان می‌دهد.

کنایه در آتش باشیم

کنایه از بی‌تابی، رنجِ شدید و سوزِ فراق.

تکرار من و تو

تکرارِ هوشمندانه برای تأکید بر موانعِ ذهنی و نفیِ دوگانگی به منظورِ رسیدن به وحدت.