دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴

مولوی
گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم در گردن او ز توبه زنجیر کنم
زنجیر دران شود چو بیند مردار با این سگ هار من چه تدبیر کنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیفِ مبارزه دشوار انسان با نفسِ اماره می‌پردازد و از ناتوانیِ خود در برابر خواهش‌های درونی گله می‌کند. مضمون اصلی، استیصال انسان در مهارِ سرکشی‌های نفس است که حتی با ابزارهایی مانند توبه نیز به آسانی رام نمی‌شود.

شاعر با به کارگیری تشبیهی دقیق، نفس را به سگی هار مانند می‌کند که با وجودِ ظاهرِ آرام یا مهارشده، به محض مشاهده‌ی مطامع دنیوی، تمام عهد و پیمان‌های خود را می‌شکند و به سوی پلیدی‌ها می‌شتابد.

معنای روان

گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم در گردن او ز توبه زنجیر کنم

با خود گفتم که نفس سرکش و حریص خود را با ریاضت و پرهیز، ضعیف و پیر می‌کنم و با استفاده از توبه و بازگشت به سوی خداوند، آن را مانند حیوان زنجیر کرده و مهار خواهم ساخت.

نکته ادبی: سگ نفس ترکیبی تشبیهی است که بر خوی درندگی و پیروی از غریزه دلالت دارد. پیر کردن در اینجا استعاره از ناتوان و فرسوده کردن است.

زنجیر دران شود چو بیند مردار با این سگ هار من چه تدبیر کنم

اما این نفس در برابر جذابیت‌های فریبنده دنیوی که همچون مردار است، بسیار بی‌تاب است و زنجیرهای توبه را به راحتی از هم می‌گسلد؛ از این رو شاعر در حیرت است که چگونه می‌تواند بر این خوی وحشی و هار غلبه کند.

نکته ادبی: مردار نمادی از جلوه‌های مادی و فانی دنیاست. سگ هار کنایه از سرکشیِ مهارنشدنی و طبعِ پلیدِ نفس است که صاحب خود را نیز آزار می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و استعاره سگ نفس

تشبیه نفس به سگ برای نشان دادن خویِ حیوانی، درندگی و پیروی محض از غریزه.

نماد مردار

نمادِ تعلقاتِ مادی و دنیوی که باعثِ فریب خوردن و انحرافِ نفس می‌شود.

کنایه زنجیر گسستن

کنایه از شکستن عهد و پیمان توبه و بازگشت به گناه.