دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰

مولوی
گر یار کنی خصم تواش گردانیم هر لحظه به نوعی دگرت رنجانیم
گر خار شدی گل از تو پنهان داریم ور گل گردی در آتشت بنشانیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ترسیم فضای عرفانی و سلوک دشوار در مسیر حقیقت می‌پردازد. شاعر در این قطعه، رابطه‌ی میان سالک و حضرت حق را نه رابطه‌ای آرام و یک‌سویه، بلکه مسیری پر از آزمون‌های سخت و پی‌درپی معرفی می‌کند که در آن، واکنشِ محبوب نسبت به عاشق، دقیقاً متناسب با احوال درونی او تغییر می‌کند.

پیام بنیادین این سخن، دعوت به تسلیم محض و پذیرش تمام جلوه‌های الهی است. چه در هنگام دشمنیِ یار و چه در هنگام امتحانِ آتش، این سختی‌ها جملگی ابزاری هستند برای پالایش روح و زدودن خارهای وجودی تا سالک، از خودِ خویش تهی شده و برای وصال به حقیقتِ گلِ هستی آماده گردد.

معنای روان

گر یار کنی خصم تواش گردانیم هر لحظه به نوعی دگرت رنجانیم

اگر در اثر خطا و ناآگاهی، دوست و یار را به چشم دشمن ببینی، ما همان یار را به دشمنی با تو وامی‌داریم و در هر لحظه به شیوه‌ای تازه، رنج و مشقتی بر تو وارد می‌کنیم تا متوجه احوال درونی خود شوی.

نکته ادبی: واژه خصم به معنای دشمن است و این بیت به قانون بازتاب در عرفان اشاره دارد که حال و هوای درون، تجلیات بیرونی را شکل می‌دهد.

گر خار شدی گل از تو پنهان داریم ور گل گردی در آتشت بنشانیم

اگر به خاطر دلبستگی‌ها و رذایل اخلاقی همچون خار شدی، جمال حق (گل) را از چشمانت پنهان می‌کنیم و اگر به صفای باطن رسیدی و همچون گل شدی، تو را در آتش امتحان و فنا قرار می‌دهیم تا پخته‌تر شوی.

نکته ادبی: تضاد زیبایی میان خار و گل وجود دارد و استعاره آتش برای امتحان و فنای در راه حق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) یار و خصم، خار و گل

بهره‌گیری از کلمات متضاد برای نشان دادن تغییر احوال سالک و بازتاب رفتار او در برابر خداوند.

استعاره گل

استعاره از معشوق حقیقی، جمال الهی و کمالات معنوی که در برابر سالک جلوه‌گری می‌کند.

استعاره و نماد آتش

نماد رنج‌ها، بلاها و آزمون‌های سخت الهی که موجب سوختن منیت و تطهیر سالک می‌شود.