دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۸

مولوی
گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم ور بخت شوی رخت بسویت نبرم
زین بیش اگر بر سر کویت گذرم فرمای که چون مار بکوبند سرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر بیانگرِ عزم راسخ و تصمیمِ نهایی عاشقی است که پس از رنج‌های بسیار، پیوند خود را با معشوق گسسته و به مرحله‌ای از بی‌اعتنایی و غرور رسیده است. شاعر در اوجِ استغنا، معشوق را از مقامِ والای خود به زیر می‌کشد و اعلام می‌کند که دیگر هیچ جاذبه‌ای، حتی در حدِ ماه یا بخت و اقبال، نمی‌تواند او را به سوی معشوق بازگرداند.

لحن این ابیات حاکی از شکوه و گلایه است؛ شاعر با زبانی قاطع و سوگندگونه، بر پیمانِ خود مبنی بر ترکِ کوی معشوق پای می‌فشارد و برای اثباتِ صداقت در این تصمیم، مجازاتی سخت را برای تکرارِ خطای خود پیش‌بینی می‌کند.

معنای روان

گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم ور بخت شوی رخت بسویت نبرم

اگر تو همانند ماهِ درخشان در آسمان شوی، دیگر به تو نگاه نخواهم کرد و حتی اگر تو همان بخت و اقبالِ نیکِ من شوی، باز هم رختِ سفر را به سوی تو نخواهم بست و دنبالت نخواهم آمد.

نکته ادبی: عبارتِ رخت به سوی کسی بردن کنایه از قصدِ دیدار و حرکت به سوی کسی است.

زین بیش اگر بر سر کویت گذرم فرمای که چون مار بکوبند سرم

اگر بعد از این هم باز از کوی تو گذر کنم، به دیگران فرمان ده که سرم را همچون سرِ مار در هم بکوبند (یعنی به سخت‌ترین شکل مرا مجازات کنید).

نکته ادبی: تشبیه به سرِ مار، کنایه از دفعِ شر و سرکوبیِ عملی است که آفت‌آفرین باشد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون مار

تشبیه سرِ خود به مار برای نشان دادنِ مستحقِ تنبیه و سرکوبی بودن.

کنایه رخت بسویت نبرم

کنایه از ترکِ پیوند و عدمِ توجه به سوی معشوق.

اغراق فرمای که چون مار بکوبند سرم

مبالغه در بیانِ شدتِ نفرت و دوری از معشوق با آرزوی مجازاتِ سخت برای خود.