دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۹

مولوی
گردان به هوای یار چون گردونیم ایزد داند در این هوا ما چونیم
ما خیره که عاقلان چرا هشیارند وانان حیران که ما چرا مجنونیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به شکاف میان دو جهان‌بینی متفاوت اشاره می‌کند: یکی جهانِ عاشقان که در تکاپوی دائمی و بی‌قراریِ ناشی از عشق به سر می‌برند و دیگری جهانِ خردمندان که در حصارِ منطق و هشیاری گرفتارند. شاعر این چرخشِ مداومِ عاشقانه را به حرکتِ افلاک تشبیه می‌کند و تقابلی عمیق میانِ خود و عاقلانِ زمانه ترسیم می‌نماید.

تم اصلی اثر، سرگشتگی و حیرتِ متقابل است؛ جایی که عقل از درکِ شورِ عشق بازمی‌ماند و عاشق نیز از سکون و بی‌تفاوتیِ عاقلان در شگفت است. این تقابل، نشان‌دهنده یگانگیِ حالِ عاشق در پیشگاه خداوند و بیگانگیِ او با قضاوت‌های دنیوی است.

معنای روان

گردان به هوای یار چون گردونیم ایزد داند در این هوا ما چونیم

ما همچون آسمان که همواره در گردش است، به خاطر اشتیاق و عشقِ به محبوب، دائم در تلاطم و بی‌قراری هستیم؛ تنها خداوند است که از حال و احوالِ درونی ما در این مسیرِ عاشقی آگاه است.

نکته ادبی: واژه «گردون» به معنای فلک و آسمان است که استعاره از بی‌قراری دائمی است و «هوا» در اینجا به معنای میل، اشتیاق و عشق است.

ما خیره که عاقلان چرا هشیارند وانان حیران که ما چرا مجنونیم

ما از اینکه چرا خردمندان و اهلِ منطق، هوشیار و بی‌تفاوت باقی مانده‌اند حیرانیم و در مقابل، آنان نیز از دیوانگی و سرمستیِ ما در وادیِ عشق، شگفت‌زده و سرگردان هستند.

نکته ادبی: واژه «خیره» به معنای سرگشته و حیران و «مجنون» کنایه از کسی است که عقلِ متعارف را کنار نهاده و تسلیمِ شیدایی شده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون گردونیم

تشبیه حالِ بی‌قرارِ عاشق به چرخشِ دائمیِ افلاک و آسمان.

تضاد هشیار و مجنون

تقابلِ میانِ عقلِ مصلحت‌اندیش و شیداییِ عاشقانه برای برجسته‌سازیِ تفاوتِ دو جهان‌بینی.

تناقض (پارادوکس) خیره که عاقلان چرا هشیارند

تعجبِ عاشق از هشیاریِ عاقلان، در حالی که در نگاهِ او عشق، عینِ بیداری و معرفت است.