دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۷

مولوی
گر جنگ کند به جای چنگش گیرم ور خوار کنم بنام و ننگش گیرم
دانی بر من تنگ چرا می گیرد تا چون ببرم آید تنگش گیرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی طنازانه و رندانه دارند که در آن عاشق، خشونت و سخت‌گیری معشوق را به دستمایه‌ای برای نزدیک‌تر شدن و در آغوش کشیدن او بدل می‌کند. در حقیقت، شاعر با زبانی بازیگوشانه نشان می‌دهد که هرگونه تندی و تلخی از سوی معشوق، تنها بهانه‌ای برای برقراری پیوند عمیق‌تر و در آغوش گرفتن اوست.

این نگاه، نشان‌دهنده‌ی زیرکی عاشق در تبدیلِ تهدید به فرصتی برای وصل است و با بهره‌گیری از بازی‌های زبانی، فضایِ جدیِ جنگ و خصومت را به فضایی عاشقانه و آکنده از شور و تقرب تغییر می‌دهد.

معنای روان

گر جنگ کند به جای چنگش گیرم ور خوار کنم بنام و ننگش گیرم

اگر معشوق با من سر جنگ و ناسازگاری داشته باشد، من به جای آنکه با او به نبرد برخیزم، دست‌های او را به چنگ می‌آورم و می‌گیرم. اگر بخواهم او را با نام و ننگ رسوا کنم، در حقیقت با همان ابزار، او را در بندِ عشق خود اسیر می‌کنم.

نکته ادبی: واژه «چنگ» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای ساز موسیقی است که با آن به شادی می‌پردازند، و هم به معنای دست و پنجه که برای گرفتن و اسیر کردن به کار می‌رود.

دانی بر من تنگ چرا می گیرد تا چون ببرم آید تنگش گیرم

آیا می‌دانی چرا معشوق بر من سخت می‌گیرد و عرصه را بر من تنگ می‌کند؟ به این دلیل است که وقتی سرانجام بر این دشواری‌ها غلبه کنم و او را به دست آورم، بتوانم او را در آغوشی بسیار تنگ و گرم بفشارم.

نکته ادبی: تنگ گرفتن در مصراع اول به معنای سخت‌گیری و محدود کردن است، اما در مصراع دوم به معنای در آغوش کشیدن و در بر گرفتن است که این تضاد معنایی (ایهام) زیبایی اثر را دوچندان کرده است.

آرایه‌های ادبی

ایهام (بازی با معانی) چنگ

اشاره به ساز موسیقی و همچنین به معنای دست و پنجه برای گرفتن و اسیر کردن.

ایهام (تناسب و تضاد معنایی) تنگ

تنگ گرفتن در مصراع اول به معنای محدودیت و در مصراع دوم به معنای در آغوش گرفتن است.

جناس تنگ / تنگ

تکرار واژه با دو معنای متفاوت که موجب ایجاد ضرب‌آهنگ و طنز کلامی شده است.