دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۶

مولوی
گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنم ور طبل زنم نوبت جاوید زنم
چون حارس چوبک زن بام تو شوم چوبک همه بر تارک ناهید زنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و سرمستی عاشقی است که در جستجوی قربِ محبوب، از حدِ خاکیان فراتر می‌رود و خود را در مقام خادمی بی‌قرار می‌بیند. شاعر با تصویرسازی‌های جسورانه، میانِ حالاتِ رقص‌آلودِ صوفیانه و وظایفِ زمینیِ نگهبانان، پلی می‌زند تا ثابت کند که حتی پست‌ترین مقام‌ها در درگاه محبوب، منزلتی فراتر از خورشید و ستارگان دارد.

در این فضا، عاشق با اعتماد به نفسی برخاسته از عشق، اعلام می‌کند که هر عملی از او سر بزند، رنگ و بوی جاودانگی و عظمت کیهانی خواهد داشت؛ چرا که هدفِ این جنب‌وجوش‌ها، چیزی جز تسلیمِ محض در برابرِ درگاهِ محبوب نیست.

معنای روان

گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنم ور طبل زنم نوبت جاوید زنم

اگر همچون رقصندگانِ سماع به دورِ تو بچرخم، نور و درخششِ من از خورشید نیز فراتر می‌رود و اگر طبلِ خدمتِ تو را به صدا درآورم، آن نوایِ برخاسته، نوبتِ پیروزی و جاودانگی خواهد بود.

نکته ادبی: چرخ زدن کنایه از سماع صوفیانه است و نوبت زدن اشاره به رسمِ طبل‌زنی در درگاه پادشاهان برای اعلام وقت دارد که شاعر آن را به ابدیت پیوند زده است.

چون حارس چوبک زن بام تو شوم چوبک همه بر تارک ناهید زنم

اگر به مقامِ نگهبانِ بامِ تو درآیم و چوبِ پاسداری بر بام بزنم، چنان قدرتی در این کار خواهد بود که صدای آن به بلندای آسمان‌ها می‌رسد و بر سرِ ستاره‌ی ناهید می‌خورد.

نکته ادبی: ناهید نماد زیبایی و بلندی آسمان است و حارس چوبک‌زن، مقامی متواضعانه است که در اینجا با استعاره‌ای بلندپروازانه، به مقامی کیهانی بدل شده است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه خورشید زدن و بر تارک ناهید زدن

شاعر برای نشان دادن عظمت عشق، تاثیر اعمالِ عاشق را به فراتر از اجرام آسمانی می‌برد.

استعاره چرخ زدن

اشاره به رقص سماع و بی‌قراری عاشق برای طوافِ گرد محبوب.

کنایه نوبت جاوید زدن

کنایه از دستیابی به جاودانگی در پرتوِ خدمت به محبوب.