دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۵

مولوی
گر چرخ پر از ناله کنم معذورم ور دشت پر از ژاله کنم معذورم
تو جان منی و میدوم در پی تو جان را چو به دنباله کنم معذورم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، بیانگرِ سوز و گدازِ عاشقانه و بی‌قراریِ جان‌کاهِ شاعر در طلبِ محبوبِ خویش است. فضای کلی اثر آکنده از حسرت و تکاپویِ عمیق برای رسیدن به کسی است که شاعر او را جانِ خویش می‌داند.

شاعر با به کارگیریِ تصاویری گسترده از آسمان و دشت، شدتِ اندوهِ خود را به نمایش می‌گذارد و تأکید دارد که چنین بی‌تابی و جستجویی، در برابرِ جانِ عزیزی که می‌جوید، کاملاً موجه و پذیرفتنی است.

معنای روان

گر چرخ پر از ناله کنم معذورم ور دشت پر از ژاله کنم معذورم

اگر آسمان را از صدای ناله و زاری خود پر کنم یا دشت را از اشک‌های همچون شبنم خود سیراب سازم، مرا سرزنش نکنید و عذرِ مرا بپذیرید.

نکته ادبی: واژه چرخ به معنای آسمان و روزگار است و ژاله در اینجا استعاره‌ای لطیف برای اشک‌هایِ عاشق است.

تو جان منی و میدوم در پی تو جان را چو به دنباله کنم معذورم

تو جانِ منی و من بی‌وقفه در پیِ تو در تلاشم؛ اگر برای رسیدن به تو، جانِ خود را فدایِ این جستجو کنم و آن را به دنبالِ تو روانه سازم، بر من خرده نگیرید که معذورم.

نکته ادبی: در اینجا دنباله کردنِ جان کنایه‌ای زیبا از فدا کردن و در پیِ محبوب فرستادنِ تمامِ هستی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ژاله

به جای واژه اشک از ژاله (شبنم) استفاده شده تا لطافت و فراوانیِ آن به تصویر کشیده شود.

اغراق چرخ پر از ناله

شاعر برای نشان دادن عمقِ اندوه خود، پر کردنِ آسمان از ناله را مطرح می‌کند که امری مبالغه‌آمیز برای درکِ میزانِ درد است.

تکرار معذورم

تکرار کلمه معذورم در پایانِ مصراع‌ها، بر حقانیت و درستیِ رفتارِ عاشق در دیدگاهِ خود تأکید دارد.