دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۳

مولوی
گاهی ز هوس دست زنان میباشم گاه از دوری دست گزان میباشم
در آب کنم دست که مه را گیرم مه گوید من بر آسمان میباشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر کوتاه به تبیین احوالِ متغیرِ انسانی می‌پردازد که میانِ دو قطبِ اشتیاق و حسرت در نوسان است. شاعر در این ابیات، تقابلِ میانِ خواستن و نرسیدن را به شکلی نمادین به تصویر می‌کشد و بیانگرِ رنجِ عاشقی است که در جست‌وجوی حقیقت است اما مدام با سرابِ آن مواجه می‌شود.

مضمونِ محوریِ این ابیات، تلاشِ ناکامِ عاشق برای به دست آوردنِ معشوقی است که فراتر از عالمِ مادی قرار دارد. تصویرِ ماه در آب، استعاره‌ای است از جلوه‌ی مجازیِ زیبایی که سالک را به خود مشغول می‌کند، در حالی که اصلِ حقیقت در جایگاهی رفیع و دست‌نیافتنی، یعنی آسمان، جای گرفته است.

معنای روان

گاهی ز هوس دست زنان میباشم گاه از دوری دست گزان میباشم

گاهی از شدتِ شوق و میل، با دستانم دست‌افشانی می‌کنم و شادمانم، و گاهی دیگر به دلیلِ دردِ فراق و دوری، از روی حسرت و اندوه، دستانِ خویش را می‌گزم.

نکته ادبی: ترکیب‌های «دست‌زنان» (شادی‌کنان) و «دست‌گزان» (حسرت‌خوردن) از نظر ساختارِ صرفی با هم تقابل دارند و بیانگرِ تضادِ روحی شاعر هستند.

در آب کنم دست که مه را گیرم مه گوید من بر آسمان میباشم

دستم را در آب فرو می‌برم تا تصویرِ ماه را در آن بگیرم، اما ماه از آن بالا مرا خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید که من در آسمان هستم و حقیقتِ من در این آبِ ناپایدار یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: ماه در این متن نمادِ معشوقِ حقیقی یا حقِ تعالی است و تصویرِ آن در آب، تمثیلی از جلوه‌هایِ فریبنده‌ی دنیای مادی است که عقلِ ناقصِ انسان را به خطا می‌اندازد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دست‌زنان و دست‌گزان

تقابل میان شادی‌ و اشتیاق با غم و ندامت که وضعیتِ روانی عاشق را به تصویر می‌کشد.

تمثیل و نمادپردازی ماه در آب

ماه نماد حقیقتِ مطلق و آب نماد جلوه‌ی مجازیِ آن است که بیانگرِ فریبندگیِ دنیا برای سالک است.

تشخیص (جان‌بخشی) مه گوید من بر آسمان میباشم

انتسابِ صفتِ سخن گفتن به ماه که موجبِ تأکید بر دوریِ معشوق از دسترسِ عاشق شده است.