دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۷۱

مولوی
قومیکه چو آفتاب دارند قدوم در صدق چو آهنند و در لطف چو موم
چون پنجهٔ شیرانهٔ خود بگشایند نی پرده رها کنند و نی نقش و رسوم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش گروهی از مردانِ بزرگ می‌پردازد که وجودشان همچون خورشید روشنی‌بخش و پربرکت است. شاعر این افراد را صاحبِ دو ویژگی متضاد اما مکمل می‌داند: استواری و صلابت در مسیرِ راستی که به آهن تشبیه شده و نرم‌خویی و مهربانی که به موم مانند گشته است.

در بخش دوم، شاعر قدرت و جسارتِ این گروه را هنگامِ عمل توصیف می‌کند. زمانی که این افراد اراده کنند، تمام قید و بندها و رسومِ دست‌وپاگیرِ دنیوی را کنار می‌زنند و همچون شیری قدرتمند، بر موانع چیره می‌شوند.

معنای روان

قومیکه چو آفتاب دارند قدوم در صدق چو آهنند و در لطف چو موم

گروهی که آمدنشان مانند تابش خورشید، پرنور و باشکوه است؛ آنان در راستی و درستی مانند آهن استوار و محکم هستند و در مهرورزی و مهربانی، چون موم نرم و انعطاف‌پذیرند.

نکته ادبی: آهن در اینجا نمادِ ثبات قدم و موم نمادِ انعطاف و ملاطفت است که در کنار هم تعادلِ شخصیتی را ترسیم می‌کنند.

چون پنجهٔ شیرانهٔ خود بگشایند نی پرده رها کنند و نی نقش و رسوم

هنگامی که این افراد پنجه‌های قدرت و شجاعت شیروار خود را به کار می‌گیرند، هیچ پرده و مانعی را باقی نمی‌گذارند و تمام نقش‌ها و رسومِ مرسوم را در هم می‌شکنند.

نکته ادبی: پرده، نقش و رسوم در این سیاق، استعاره از محدودیت‌های عرفی و قیودِ فکری است که در برابر اراده‌ی قاطع قهرمانانِ شعر فرو می‌ریزد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو آفتاب، چو آهن، چو موم

استفاده از نمادهای طبیعی برای تبیینِ ویژگی‌های اخلاقی و رفتاریِ ستودنی.

کنایه پنجهٔ شیرانه

اشاره به قدرت، تسلط و دلاوری در مقابله با مشکلات.

تضاد آهن و موم

تقابلِ دو صفتِ متضاد یعنی سختی و نرمی برای نشان دادنِ جامعیت و کمالِ اخلاقی.